انتشارات کتاب سده منتشر کرد:
بلند شدم و به اتاقم رفتم. برای مریم نامهای نوشتم و همه چیزم را از همان ابتدا برایش تعریف کردم. داستان عجیب و غریبی از آب در آمد، عجیب و غریبتر از آنکه باورنکردنی باشد. گوشیام را درآورم و به جدیدترین عکسهایش به خندهٔ از ته دلم بود، اما طولی نداشت. خیلی زود فهمیدم که نمیتوانم جلوی اشکهایم را بگیرم. نمیتواستم به این فکر نکنم که این غم انگیزترین پایان خوشی است که میتوانست اتفاق بیفتد…
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











