پلاک ۵۲ اثر حسین احمدی
انتشارات البرز منتشر کرد:
فریده صحنهای را که در برابرش میدید، باور نمیکرد. در میان آتش چشمهای شراره رامی دید که به پشت سر پیمان زل زده بود. مسیر نگاهش را که دنبال کرد، چیزی غیر از دیوار نبود. فریده آنچه را شراره میدید نمیتوانست ببیند. سیاهپوش پشت سر پیمان ایستاده بود و او نیز داشت شعلههای آتش را نگاه میکرد و سیاهی دستش بیشتر بر روی پیمان کشیده میشد…









