یک دل سیر نگاه… اثر زهره فصل بهار
انتشارات البرز منتشر کرد:
… تمام مدتی را که در مسیر بود فقط به گذشته مبهم و آینده نامعلومش
میاندیشید و بغض راه گلویش را بسته بود. نمیدانست چه کرده که
حالا محکوم به این اوضاع و احوال سخت شده است. از پنجره کوچک هواپیما به بیرون نگاه کرد. آسمان تاریک بود و چراغهای شهر سوسو میزدند. چیزی تا فرود نما نده بود…
-از متن کتاب
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «یک دل سیر نگاه…» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «یک دل سیر نگاه…» ثبت میکند.

















