اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود! اثر فریدون عموزاده خلیلی

عکس اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!
عکس اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!

کتاب اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!

(داستان‌های صلح و دوستی)

معرفی کتاب اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!

گاهی یک عنوان به‌تنهایی می‌تواند خواننده را وارد فضایی پر از پرسش و بازی ذهنی کند. اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود! از همان ابتدا با ترکیبی غیرمنتظره، شوخ‌طبعانه و کنجکاوی‌برانگیز روبه‌رویمان می‌کند؛ عنوانی که هم یک شخصیت خیال‌انگیز را پیش چشم می‌آورد و هم با تغییر ناگهانی در پایان، قطعیت جمله را به چالش می‌کشد.

فریدون عموزاده خلیلی این عنوان را به شکلی ساخته است که خواننده برای فهمیدن نسبت میان اژدها، بدجنسی و چشم‌های آستیگمات، به خواندن ترغیب شود. حضور دو علامت تعجب و تکرار واژه «نبود» نیز حال‌وهوایی بازیگوشانه به عبارت می‌دهد و نشان می‌دهد که زبان در این اثر فقط وسیله‌ای برای انتقال معنا نیست؛ خودِ جمله هم می‌تواند بخشی از تجربه خواندن باشد.

درباره کتاب اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!

مرکز توجه این کتاب، چنان‌که از عنوان آن برمی‌آید، اژدهایی است که با صفت «بدجنسی» معرفی می‌شود؛ اما بلافاصله بخشی از این معرفی زیر سؤال می‌رود. آیا چشم‌های اژدها آستیگمات بوده است یا نه؟ همین رفت‌وبرگشت کوتاه، مخاطب را با روایتی روبه‌رو می‌کند که احتمالاً باید در آن به جزئیات واژه‌ها، تغییر معنا و فاصله میان تصور نخست و نتیجه نهایی توجه کرد.

عنوان کتاب از الگوی معمول معرفی یک شخصیت فاصله می‌گیرد. به‌جای آن‌که تصویری قطعی و ساده ارائه دهد، ادعا می‌کند و سپس آن را پس می‌گیرد. این شیوه می‌تواند برای خوانندگانی جذاب باشد که از شوخی‌های زبانی، عبارت‌های غافلگیرکننده و داستان‌هایی با نقطه شروع خیال‌پردازانه لذت می‌برند. اژدها در اینجا بیش از آن‌که فقط یک موجود افسانه‌ای باشد، نقطه آغاز یک بازی با برداشت‌های خواننده است.

ترکیب واژه‌ای مانند «آستیگمات» با موجودی مانند اژدها، تضادی دیدنی در زبان ایجاد می‌کند. این عنوان، واژه‌ای مربوط به بینایی را کنار شخصیتی خیالی می‌نشاند و از کنار هم قرار گرفتن این دو، تصویری متفاوت می‌سازد. سپس «نبود» در پایان، فضای انتظار را تغییر می‌دهد. بنابراین، یکی از ویژگی‌های قابل توجه کتاب، ظرفیت آن برای ایجاد پرسش و خنده از راه انتخاب واژه‌ها و تنظیم جمله است.

خواندن چنین عنوانی از مخاطب می‌خواهد عجله نکند و هر بخش از عبارت را در ارتباط با بخش دیگر ببیند. معنای جمله در پایان ثابت نمی‌ماند و خواننده باید برداشت اولیه خود را دوباره بررسی کند. این تجربه، کتاب را برای کسانی قابل توجه می‌کند که به نقش زبان، شوخی‌های روایی و شخصیت‌های خیال‌انگیز در کتاب‌های فارسی علاقه دارند.

از سوی دیگر، نام کتاب یادآور اهمیت لحن در روایت است. تفاوت میان جمله‌ای خبری و جمله‌ای که با تعجب، تردید یا اصلاح همراه می‌شود، می‌تواند فضای دریافت اثر را تغییر دهد. در اینجا نشانه‌گذاری و انتخاب واژه‌ها در کنار هم کار می‌کنند تا عنوانی پرتحرک و زنده شکل بگیرد؛ عنوانی که پیش از آغاز مطالعه، مخاطب را درگیر می‌کند.

نویسنده کتاب اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!

فریدون عموزاده خلیلی نویسنده، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ایرانی است. او در بهمن ۱۳۳۸ در سمنان به دنیا آمد و تحصیلاتش را در زادگاه خود ادامه داد. در سال ۱۳۵۷ دیپلم رشته ریاضی‌فیزیک گرفت و همان سال در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر دانشگاه تهران پذیرفته شد. او تحصیل در این رشته را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد.

عموزاده خلیلی هم‌زمان با زندگی دانشجویی در تهران، نویسندگی را آغاز کرد و نخستین کتابش در سال ۱۳۶۱ منتشر شد. او در فاصله سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۶ مسئولیت‌های گوناگونی در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بر عهده داشت؛ از جمله دبیری شورای ادبیات، مسئولیت واحد قصه، مسئولیت واحد کودک و نوجوان و مسئولیت جنگ سوره.

او از پایه‌گذاران و دبیر شورای مدیریت دفتر هنر و ادب کودک و نوجوان در سال ۱۳۶۵ بود و در سال ۱۳۶۷، ماهنامه سروش نوجوان را همراه با قیصر امین‌پور و بیوک ملکی تأسیس کرد. عموزاده خلیلی تا ده سال عضو شورای سردبیری این مجله بود. کتاب سفر به شهر سلیمان نیز برای او عنوان برگزیده هشتمین دوره کتاب سال ایران را به همراه داشت.

شناخت این مسیر حرفه‌ای، توجه نویسنده به ادبیات، قصه و حوزه کودک و نوجوان را برجسته می‌کند. در این کتاب نیز خودِ عنوان، با اژدها، زبان بازیگوش و تغییر ناگهانی معنا، مخاطب را به جهانی متفاوت از جمله‌های معمول دعوت می‌کند.

خرید کتاب اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود! به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به کتاب‌هایی با عنوان‌های خلاقانه، شخصیت‌های خیال‌انگیز و بازی‌های زبانی علاقه دارید، اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود! می‌تواند انتخابی کنجکاوی‌برانگیز باشد. این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که از مواجهه با جمله‌های غیرمنتظره لذت می‌برند و دوست دارند معنا را در تغییرات کوچک واژه‌ها و عبارت‌ها دنبال کنند.

این اثر همچنین برای علاقه‌مندان به ادبیات کودک و نوجوان و کسانی که به شیوه شکل‌گیری یک عنوان متفاوت توجه می‌کنند، جذاب خواهد بود. انتظار شما از این کتاب باید تجربه‌ای مبتنی بر خیال، شگفتی و شوخ‌طبعی زبانی باشد؛ تجربه‌ای که با یک اژدها آغاز می‌شود، اما خواننده را به دقت در زبان وادار می‌کند. در نهایت، اگر به داستان‌هایی با شروع بازیگوشانه و فضای پرسش‌برانگیز علاقه‌مندید، این عنوان می‌تواند جای خود را در میان انتخاب‌های شما پیدا کند.

فریدون عموزاده خلیلی
فریدون عموزاده خلیلی

دیگر آثار این نویسنده

زرد مشکی
کسی یک دوچرخه گم نکرده؟ (قصه‌های صلح)، (گلاسه)
غول بالای تپه (گلاسه)
جست و جوی پرماجرای نیک و گربهٔ آواره
کتاب کوچک برای داستان نویسی
اژدهای بدجنسی که چشم‌هایش آستیگمات بود! نبود!
چه کسی اژدها را کور کرد؟
ماجراهای پروفسور اسکولسکی و ژنرال پیسولسکی