شغل من گدایی است اثر ژان-ماری روگل
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند
کتاب شغل من گدایی است
شغل من گدایی است (زندگی در خیابان)

کتاب من گدایی میکنم: (زندگی یک کارتن خواب)
(زندگی یک کارتن خواب)
معرفی کتاب شغل من گدایی است: زندگی در خیابان
اگر تا امروز از کنار انسانی در پیادهرو گذشتهاید که کاسهاش را بهسوی رهگذران گرفته، کتاب «شغل من گدایی است: زندگی در خیابان» شما را به پشت صحنه همان لحظه کوتاه میبرد. ژانماری روگل در این روایت، زندگی بیش از بیستساله خود در خیابانهای پاریس را بازگو میکند؛ زندگیای میان امید به یک سکه، انتظار برای اندکی دستودلبازی و تلاش روزانه برای زنده ماندن.
روگل در چهلوهفتسالگی، نزدیک به نیمی از عمرش را در پیادهروها، ایستگاههای مترو، مقابل فروشگاهها و نیمکتهای پارک گذرانده است. او از خیابانهای کمرفاهتر آغاز میکند و بعدها به محلههای زیبای پاریس، از جمله خیابان مربف و خیابان مونتین، میرود؛ جایی که رهگذران راهی تئاتر شانزلیزه یا دراگاستور نزدیک میدان اتوآل هستند. با این حال، تغییر محل ایستادن، دشواری بنیادین زندگی او را از میان نمیبرد.
درباره کتاب شغل من گدایی است: زندگی در خیابان
این کتاب روایتی از فقر و بیخانمانی است، اما در محدوده تصویر کلیشهای از یک گدا باقی نمیماند. روگل از کودکی و نوجوانی خود در منطقه ۱۹ پاریس آغاز میکند و مسیر پر فراز و نشیب زندگیاش را تا پیادهروهای شیک شهر دنبال میکند. نوجوانی آشفته، نخستین تجربههای گدایی، دوستیها، رابطههای عاشقانه و سرنوشت کودکانی که رها شدهاند، بخشهایی از این سفر دشوار را شکل میدهند.
راوی، خواننده را از مکانهایی عبور میدهد که برای بسیاری تنها بخشی از منظره شهرند: ایستگاههای متروکه مترو، ورودی مترو، مقابل فروشگاههای مواد غذایی، نیمکتهای پارک و اتاقی بدبو در مسافرخانهای محقر. در این فضاها، خیابان فقط محل کار یا اقامت نیست؛ قلمرویی است آکنده از خشونت، ترس، محرومیت و انتظار. ساعتهایی که در انتظار فردی نیکوکار سپری میشوند، نشان میدهند هر سکه چگونه میتواند در اقتصاد شکننده زندگی یک انسان معنا پیدا کند.
با وجود تلخی فراوان، روایت کتاب تنها مجموعهای از رنجها نیست. در میان فقر و ناامنی، نشانههایی از دوستی، برادری و مهربانی نیز دیده میشود. همین کنار هم قرار گرفتن خشونت و شفقت، تصویر پیچیدهتری از زندگی خیابانی میسازد؛ تصویری که در آن آدمها فقط قربانی یا تماشاگر نیستند، بلکه در موقعیتهای دشوار به یکدیگر نزدیک میشوند و گاهی اعتماد، راهی برای ادامه دادن باز میکند.
یکی از محورهای مهم کتاب، آشنایی ژانماری روگل با ژانلویی دبره است. روگل یک شب، هنگام گدایی، به دوچرخهسواری پیشنهاد میکند تا وقتی برای خرید میرود از دوچرخه او مراقبت کند. این دوچرخهسوار ژانلویی دبره است و دیدار نخست، به رابطهای مبتنی بر اعتماد میان آن دو میانجامد. با کمک دبره، روگل تصمیم میگیرد داستان زندگیاش را بنویسد و تجربههایی را روایت کند که معمولاً از دید رهگذران پنهان میمانند.
خواندن این اثر فرصتی است برای نگاه کردن به شهر از زاویهای دیگر؛ زاویه انسانی که سالها در حاشیه آن زندگی کرده است. کتاب از مخاطب نمیخواهد خیابان را صرفاً با فقر تعریف کند، بلکه او را با ترسها، وابستگیها، خاطرات و روابطی روبهرو میکند که در دل این شرایط شکل گرفتهاند. در نتیجه، تجربه خواندن آن هم اجتماعی است و هم شخصی: اجتماعی، چون محرومیت و بیخانمانی را پیش چشم میگذارد؛ و شخصی، چون صدای یک انسان را در مرکز روایت قرار میدهد.
نویسنده کتاب شغل من گدایی است: زندگی در خیابان
ژانماری روگل راوی مستقیم این کتاب و صاحب تجربهای است که از بیش از بیست سال زندگی در خیابان به دست آمده است. او بهجای آنکه زندگی بیخانمانها را از بیرون توضیح دهد، از خاطرات و تجربههای خود سخن میگوید: از کودکی در منطقه ۱۹ پاریس، سالهای سخت نوجوانی، آغاز گدایی و روزهایی که در نقاط مختلف شهر برای کمک رهگذران انتظار کشیده است.
روایت او با همراهی ژانلویی دبره شکل گرفته است؛ رابطهای که از یک برخورد ساده در خیابان آغاز شد و بر پایه اعتماد ادامه یافت. این همراهی به روگل امکان داد تجربه زیسته خود را به داستانی منسجم درباره فقر، دوستی، ترس، محرومیت و مهربانی تبدیل کند. اهمیت حضور او در کتاب، در صداقت نگاه و نزدیکیاش به موضوعی است که از درون تجربه کرده است.
خرید کتاب شغل من گدایی است: زندگی در خیابان به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به کتابهایی درباره فقر، بیخانمانی و زندگی در خیابان علاقه دارید، این اثر میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. همچنین اگر میخواهید پاریس را نه فقط از مسیر محلههای زیبا و خیابانهای مشهور، بلکه از نگاه انسانی ساکن پیادهروها بشناسید، روایت ژانماری روگل زاویهای متفاوت در اختیارتان میگذارد.
این کتاب به خوانندگانی پیشنهاد میشود که از روایتهای واقعی زندگی، خاطرات دشوار و داستانهایی درباره روابط انسانی در شرایط بحرانی لذت میبرند. انتظار داشته باشید با متنی روبهرو شوید که تلخی فقر و خشونت را پنهان نمیکند، اما در عین حال جایگاهی جدی برای اعتماد، دوستی، برادری و مهربانی باقی میگذارد. «شغل من گدایی است: زندگی در خیابان» برای کسانی ارزشمند است که میخواهند بهجای عبور سریع از کنار یک چهره خیابانی، داستان پشت آن را بشنوند.




