عکس در گوش من گفت
عکس در گوش من گفت

کتاب در گوش من گفت

انتشارات:

قصه باران

انتشارات قصه باران منتشر کرد:
همان صدای گرم، همان لحن دلنشین، ولی چرا دخترم؟
- من همیشه به گل اصحاب ری پُرت، زحمت داده م، با این که شد زحمت مضاعف.
همان لهجهٔ شیرین، همان واژه‌های تَر.
در نیمه باز اتاق خواب را، با چهار انگشت هل می‌دهم. ناخن‌های بلند و لاک خورده‌ام روی سطح صیقلی در کشیده می‌شوند.
تلفن، کنار تخت روی میز است، و دربازکن، بالای آن به دیوار نصب. مردی مسن با یک چشم معیوب و صورت پر از دانه‌های درشت قرمز روی تخت دراز کشیده. پس آن چشم‌های درخشان؟ آن موهای مطبق پرپشت؟ فقط می‌توانم بگویم: «برای شماست»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)