در گوش من گفت اثر سعیده زادهوش

عکس در گوش من گفت
عکس در گوش من گفت

کتاب در گوش من گفت

انتشارات:

قصه باران

انتشارات قصه باران منتشر کرد:
همان صدای گرم، همان لحن دلنشین، ولی چرا دخترم؟
- من همیشه به گل اصحاب ری پُرت، زحمت داده م، با این که شد زحمت مضاعف.
همان لهجهٔ شیرین، همان واژه‌های تَر.
در نیمه باز اتاق خواب را، با چهار انگشت هل می‌دهم. ناخن‌های بلند و لاک خورده‌ام روی سطح صیقلی در کشیده می‌شوند.
تلفن، کنار تخت روی میز است، و دربازکن، بالای آن به دیوار نصب. مردی مسن با یک چشم معیوب و صورت پر از دانه‌های درشت قرمز روی تخت دراز کشیده. پس آن چشم‌های درخشان؟ آن موهای مطبق پرپشت؟ فقط می‌توانم بگویم: «برای شماست»

سعیده زادهوش
سعیده زادهوش

دیگر آثار این نویسنده

دوست من محیط زیست
دوست من محیط زیست ۹ (یک عالم خروپف)، (گلاسه)
دوست من محیط زیست ۸ (شهری پر از الماس)، (گلاسه)
دوست من محیط زیست ۷ (چرکولک‌های مریض)، (گلاسه)
دوست من محیط زیست ۶ (مامان درختی)، (گلاسه)
سه سر شش چشم
در گوش من گفت
خواهران پینوکیو
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «در گوش من گفت» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «در گوش من گفت» ثبت می‌کند.