در گوش من گفت اثر سعیده زادهوش
انتشارات قصه باران منتشر کرد:
همان صدای گرم، همان لحن دلنشین، ولی چرا دخترم؟
- من همیشه به گل اصحاب ری پُرت، زحمت داده م، با این که شد زحمت مضاعف.
همان لهجهٔ شیرین، همان واژههای تَر.
در نیمه باز اتاق خواب را، با چهار انگشت هل میدهم. ناخنهای بلند و لاک خوردهام روی سطح صیقلی در کشیده میشوند.
تلفن، کنار تخت روی میز است، و دربازکن، بالای آن به دیوار نصب. مردی مسن با یک چشم معیوب و صورت پر از دانههای درشت قرمز روی تخت دراز کشیده. پس آن چشمهای درخشان؟ آن موهای مطبق پرپشت؟ فقط میتوانم بگویم: «برای شماست»
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «در گوش من گفت» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «در گوش من گفت» ثبت میکند.



















