مامور مرگهای غیراتفاقی اثر حسام حیدری
انتشارات چشمه منتشر کرد:
گفتم «رئیس، دست خودم نبود. سه ماه بود کسی رو نکشته بودم. اصلا تیغ رو که دیدم یه لحظه هوش از سرم پرید. با همهٔ وجود دلم خواست برش دارم و باهاش شاهرگ یه نفر رو بزنم. دوست داشتم یه بار دیگه هم که شده صدای کشیده شدن تیغ روی پوست رو بشنوم. خون… وای، خون… نمیدونی چه قدر دلم برای خون تنگ شده بود. رئیس، من واقعا شرمندهم ولی باید خودتون رو جای من بذارید تا بفهمید وقتی از یه چیزی که عاشقشی چند ماه دور باشی چه حسی پیدا میکنی.»
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «مامور مرگهای غیراتفاقی» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «مامور مرگهای غیراتفاقی» ثبت میکند.















