زیارت اثر جلال آلاحمد
انتشارات تیرگان منتشر کرد:
سه سال بود که آوازه خوانی میکرد. مدرسه را به خاطر همین ول کرده بود. همیشه ته کلاس نشسته بود و برای خودش زمزمه میکرد. دیگران اهمیتی نمیدادند و ملتقت نمیشدند، ولی معلم حسابشان خیلی سخت گیر بود و از زمزمهٔ او چنان بدش میآمد که عصبانی میشد و از کلاس قهر میکرد. سه، چهار بار التزام داده بود که سر کلاس زمزمه نکند؛ ولی مگر ممکن بود؟ فقط سال آخر دیگر کسی زمزمهٔ او را از ته کلاس نمیشنید. آنقدر خسته بود و آن قدر شبها بیداری کشیده بود که یا تا ظهر در رخت خواب میماند و یا سر کلاس میخوابید. ولی این داستان نیز چندان نکشید و به زودی مدرسه را ول کرد.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «زیارت» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «زیارت» ثبت میکند.





















