یکی میان زندگی ما راه میرود اثر سمیه عالمی
انتشارات سوره مهر منتشر کرد:
پلکهایش را به هم فشارداد. اشک دوباره گوشهٔ چشمش جوشیده بود. فکر کرد اگر همینجا چشمهایم را ببندم و تکان نخورم چه میشود؟ همه چیز تمام میشود! همه دردها و بحثها، همه آن رؤیا وکابوسها، و از همه مهمتر ترسهایش و نبودن ابراهیم. دیگر لازم نبود به نیامدن ابراهیم فکرکند. فکرها زمان را از دستش در آورده بود. احساس کرد ضربان قلبش کم شده. چشمها را باز کرد و دوباره به آسمان تاریک نگاه کرد و زیر لب زمزمه کرد: «تکان نخور. همه چیز خودش آرام آرام تمام میشود.»





