انتشارات نزدیکتر منتشر کرد:
چتری که دور میشود از خانه
اندوه سالخوردهٔ این زن نیست
قد خمیدهٔ چمدان در دست
تصویر دورتر شدن من نیست
مردی که ایستاده میانِ در
با چشمهای خیسِ به زن خیره
ویرانیِ بهارِ نفسهایت
در روزهای آخر بهمن نیست
من برنگشت لحظهٔ آخر را
حتی برای دست تکان دادن
تا لااقل ببیند این خانه
چیزی به غیرِ حسرت و آهن نیست
بر سینهٔ مچالهٔ این دیوار،
ما در میان قاب نمیخندیم
آرامش همیشهٔ چشمانت
در آن دو چشم خیرهٔ روشن نیست
امروز میبرد چمدانش را
در برفِ ایستگاه بسوزاند
این قصه را تمام نکن، این زن
مردِ بدون خاطره رفتن نیست
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











