عکس مرز پنهان
عکس مرز پنهان

کتاب مرز پنهان

انتشارات:

شقایق

قیمت:

150,000

10٪

135,000

تومانءء

قیمت:

150,000

10٪

135,000

تومانءء

انتشارات شقایق منتشر کرد:
برشی از کتاب:
در را بستم، خواستم ماشین را دور بزنم اما او راهم را سد کرد:
- رها خانوم…
دلم می‌خواست چشم ببندم و فقط به طرز تلفظ نامم با صدای خاصش فکر کنم. پلکی زدم و افکار منحوس اما شیرین را از خودم دور کردم. دستی گوشهٔ لبش کشید:
- می‌دونم امشب با صحبتام شما رو رنجوندم… امیدوارم معذرت خواهیم رو بپذیرید.
نگاهم را از تاریکی شب جدا کردم و به تاریکی چشمانش دادم:
- از بی‌دلیل قضاوت شدن، متنفرم…
با ابروهایی بالا پریده فاصله را کم کرد:
- به پارسا برای داشتنت غبطه می‌خورم…
نگاه سرگردانم در چشمان مشکی‌اش به دام افتاد. صورتش را جلو کشید و کنار گوشم نجوا کرد:
- حیف این همه زیبایی که نصیب پارسا بشه.
صدایش جادو می‌کرد، چشمانش انسان را مسحور می‌کرد و به ساز خودش می‌رقصاند. بی‌اراده لب زدم:
- من و پارسا فقط دوستیم. دو تا دوست اجتماعی، همین.
چشمش درخشید. لبخندی روی لبانش شکل گرفت:
- پس می‌تونم امیدوار باشم که پیشنهاد دوستیمو قبول کنی؟
تمام دلخوری‌ام از او پرکشید و جایش را به شادی داد. غرور در وجودم رخنه کرد:
- باید فکر کنم.
کارتی مقابلم گرفت:
- هر ساعت از شبانه روز منتظر تماستم.
با لحنی خاص و جادویی ادامه داد:
- ناامیدم نکن.
از شدت هیجان به خود لرزیدم. قدمی عقب گذاشتم:
- خداحافظ.
گوشهٔ لب‌هایش اندکی به بالا انحنا پیدا کرد:
- مراقب خودت باش.
موبایلش را جلوی صورتم تکان داد:
- منتظرم.

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)