انارستان اثر حسین شیردل
انتشارات شهید کاظمی منتشر کرد:
آهسته آهسته راه افتادم. به چادرهای بهداری رسیدم. کنار بهداری گونیهای بزرگی پشت هم ردیف شده که پراند از دستها و پاها و انگشتهای بریده. از همهٔ کیسهها خون جاری است. خون از تاروپود گونیها آهسته آهسته نشت میکند بیرون. چند تا موش کوچک و بزرگ روی گونیها دیوانه وار این طرف و آن طرف میپرند. همدیگر را گاز میگیرند. چنگ میزنند. متوجه شدم موشها هم موجی شدهاند. یکهو آرام میشوند و زبان میزنند به خونی که از گونیها بیرون میآید…
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «انارستان» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «انارستان» ثبت میکند.













