پیمان فراموش نشده اثر ماندانا حبیبی


کتاب پیمان فراموش نشده
Peymane Faramoosh Nashodeانتشارات:
پیکان
نویسنده:
ماندانا حبیبی
نویسنده:
ماندانا حبیبی
انتشارات پیکان منتشر کرد:
لیلا لبخندزنان از مایکل، مدیر چاق و عینکی کافی شاپ، تشکر کرد و از در شیشهای بیرون آمد. آفتاب صبح همه جا را پوشانده بود و نزدیک شدن بهار از شکوفههای درختان کاملا آشکار بود. خیابان تقریبا شلوغ بود و چند ماشین پشت چراغ قرمز توقف کرده بودند. اتوبوسی لابه لای ماشینها به ایستگاه نزدیک میشد. لیلا با خیالی راحت در ایستگاه منتظر ایستاده بود.
کار در کافی شاپ فوق العاده نبود، ولی کمک خوبی بود و تا حدی هزینه زندگی را جبران میکرد. به ساعتش نگاه کرد. هنوز زود بود و فرصت زیادی داشت. ساعت ده و نیم بود و او تا ساعت یک بعداز ظهر هیچ کلاسی نداشت. پس بهتر بود به کتابخانه دانشگاه برود و زمان باقیمانده را به مطالعه بگذراند.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «پیمان فراموش نشده» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «پیمان فراموش نشده» ثبت میکند.












