داستان‌های کلیله و دمنه اثر بتول نجفی‌لیسه‌رودی

عکس داستان‌های کلیله و دمنه
عکس داستان‌های کلیله و دمنه

کتاب داستان‌های کلیله و دمنه

انتشارات مبین اندیشه منتشر کرد:
بازرگانی کاروانی از شتر داشت و با آنها جنس‌هایش را از جایی به جای دیگر می‌برد و می‌فروخت. شتری در کاروان بازرگان بود که مثل بقیه شترهای دیگر بار می‌برد. یک روز که زیاد راه رفته بود و خیلی خسته شده بود با خودش فکر کرد: «ای آقا شتره! خیلی خسته شدی…
دنیا به این بزرگی، صحرا به این وسیعی، درخت‌ها و علف‌ها همه سبز، آب‌ها از چشمه‌ها جاری است و این همه حیوانات خدا دارند توی این بیابان به آزادی و با راحتی و خوشی زندگی می‌کنند آن وقت تو شتر بیچاره برای یک ذره کاه و علف این قدر جان می‌کنی. خدا را خوش نمی‌آید تا کی می‌خواهی کار کنی و این همه بار بکشی برادر؟!»

بتول نجفی‌لیسه‌رودی
بتول نجفی‌لیسه‌رودی

نظرات کاربران(0)

نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس: