

کتاب باب اسفنجی شلوار کاراگاهی در معمای تابلوی گمشده
انتشارات آبشن منتشر کرد:
باب اسفنجی همینطور که داشت خیابان را به سمت رستوران خرچنگ پایین میرفت زیر لبش آواز میخواند: “ من عاشق کار کردنم. لای لای لای! "
باب اسفنجی نمیتوانست برای شروع کار و پختن پیراشکیهای گوشت خوشمزه خرچنگ صبر کند. این کار مورد علاقهاش بود. او بهترین کارمندی بود که تا حالا رستوران خرچنگ به خودش دیده بود!
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)









