عکس نیلوفری در مرداب
عکس نیلوفری در مرداب

کتاب نیلوفری در مرداب

انتشارات:

صدای معاصر

نویسنده:

مریم ثروت

نویسنده:

مریم ثروت

انتشارات صدای معاصر منتشر کرد:
به آرامی صدایش زد:
-سهراب!
سهراب با آوایش تکانی خورد. هنور به تن صدایش عادت نکرده بود. چند قدم جلو آمد تا در نهایت صورتش را در زیر نور ملایم خانه‌های مجاور دید. حال می‌توانست آن نگاه زخمی و دست‌های مشت شده را ببیند. نمی‌دانست چرا و چگونه با دیدن نگاه حیران و زخم خوردهٔ سهراب دلش کمی آرام گرفت. او اگر چه دشمن جانش بود؛ اما گاهی جانان دلش هم می‌شد.
بی‌اختیار بلند شد و سینه به سینه‌اش پرسید:
- برای انتقام گرفتن اومدی؟
نگاه سهراب به آرامی روی صورتش چرخید. به زخم شقیقه‌اش رسید و چهره‌اش فشرده شد. با انزجار دل از زخم شقیقه‌اش کند و نگاهش پایین‌تر آمد، تا روی گونه‌ها و چانه‌اش. و حتی برای یک لحظه هم به چشمانش خیره نشد؛ اما لی لی فر با فراغ بال چشمانش را سیاحت کرد.

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)