با مغزمان چه باید بکنیم؟ اثر کاترین مالابو
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند


کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟
What should we do with our brainقیمت:
160,000
10٪
144,000
قیمت:
160,000
10٪
144,000


کتاب با مغزهایمان چه باید بکنیم؟ دیدگاههایی در فلسفه قارهای
? What should we do with our brainانتشارات:
طرح نقد
نویسنده:
کاترین مالابو
نویسنده:
کاترین مالابو
مترجم:
تقی اسدیکیمیایی
مترجم:
تقی اسدیکیمیایی
معرفی کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟
مغز را معمولاً فرمانروای بیرقیب ذهن، زبان و اندامهای انسان تصور کردهایم؛ اما آیا این تصویر متمرکز و اقتدارگرایانه هنوز قابل دفاع است؟ کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟ نوشته کاترین مالابو، با بازنگری در این تصور دیرپا، رابطه میان برداشت ما از مغز و شکلهای اجتماعی قدرت را به پرسش میکشد.
این اثر از جایی آغاز میکند که مغز دیگر یک ماشین خودبسنده یا مرکز امپراتوری وجود انسان تلقی نمیشود. یافتههای علوم اعصاب نو، تصویری شبکهای و پیوسته از فعالیت نورونی پیش میگذارند؛ تصویری که میتواند برداشتهای قدیمی از فرمانروایی، تمرکز و سلسلهمراتب را دگرگون کند، بیآنکه صرفاً با تغییر تعریف مغز، رهایی جمعی بهطور خودکار پدید آید.
درباره کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟
کاترین مالابو در این کتاب به ایدهای بنیادین توجه میکند: تصور تکمحوری و استبدادی از مغز فقط یک برداشت زیستشناختی نیست، بلکه میتواند با شیوههای سازمانیافتن جامعه و قدرت پیوند داشته باشد. وقتی مغز همچون فرمانروایی یگانه و مقتدر فهمیده میشود، ساختارهایی از حکومت و حکمرانی که بر تمرکز، اطاعت و حذف تکثر استوارند، صورتی طبیعی و بدیهی پیدا میکنند.
کتاب این پیوند را از مسیر نقد تصویرهای کهن دنبال میکند؛ تصویرهایی که مغز را در جایگاه مرکز مطلق و دارای اقتداری شبیه مقام پروردگاری قرار میدهند. در برابر این نگاه، علوم اعصاب نو از شبکهای گسترده و پیوستاری عظیم نورونی سخن میگوید. در این برداشت، عملکرد مغز حاصل یک مرکز منفرد و جداافتاده نیست، بلکه درون ارتباط و پیوستگی شکل میگیرد.
بااینحال، نویسنده به سادهترین نتیجهگیری رضایت نمیدهد. کنارگذاشتن استعاره امپراتوری از مغز، بهخودیخود جامعهای رهاشده و چندصدایی نمیسازد. مسئله اصلی کتاب همین غفلت از جزمیت تعریف تازه است: حتی تصویری که خود را علمیتر و شبکهایتر میداند، ممکن است به شکلی دیگر به قالبی ثابت تبدیل شود و امکانهای رهاییبخش آن نادیده بماند.
از این منظر، با مغزمان چه باید بکنیم؟ صرفاً شرحی درباره کارکرد مغز نیست؛ کتابی است درباره پیامدهای فکری و اجتماعی شیوهای که مغز را میفهمیم. اثر از خواننده میخواهد نسبت میان ساختار نورونی، شکلبندی اجتماعی و مفهوم قدرت را دوباره بررسی کند و ببیند آیا میتوان از ویژگیهای شبکهای و کارکردی مغز، افقی رهاییبخش استخراج کرد یا نه.
اهمیت خواندن کتاب در همین جابهجایی زاویه دید است. خواننده با موضوعی روبهرو میشود که علوم اعصاب را از بحثی تخصصی و محدود فراتر میبرد و آن را به پرسشهایی درباره تکثر، چندصدایی، اقتدار و سازمان اجتماعی پیوند میدهد. فضای اثر تحلیلی و مسئلهمحور است و پاسخهای آماده را جایگزین فرایند سنجش و بازاندیشی نمیکند.
نویسنده کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟
کاترین مالابو در این اثر نویسندهای است که میان اندیشه درباره مغز و نقد ساختارهای قدرت ارتباط برقرار میکند. رویکرد او بر بررسی تصویرهای تاریخی و نظری از مغز، توجه به دگرگونیهای علوم اعصاب نو و پیگیری پیامدهای اجتماعی این دگرگونیها استوار است.
تمرکز مالابو بر این است که یک تعریف علمی یا فلسفی از مغز چگونه میتواند بر فهم ما از انسان و جامعه اثر بگذارد. او همزمان با نقد تصور مغز بهعنوان مرکز فرماندهی مطلق، نسبت به تبدیلشدن تعریف شبکهای مغز به جزمیتی تازه هشدار میدهد. به همین دلیل، کتاب او خواننده را به تأملی انتقادی درباره امکان رهایی در خود ساختار و کارکرد مغز دعوت میکند.
خرید کتاب با مغزمان چه باید بکنیم؟ به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به کتابهایی درباره علوم اعصاب، فلسفه ذهن و رابطه میان شناخت انسان و ساختارهای اجتماعی علاقه دارید، با مغزمان چه باید بکنیم؟ میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این کتاب بهویژه برای خوانندگانی جذاب است که میخواهند از توضیحهای صرفاً زیستشناختی درباره مغز عبور کنند و تأثیر برداشتهای علمی و فرهنگی بر مفهوم قدرت را بررسی کنند.
این اثر برای علاقهمندان به موضوعاتی مانند تکثر، چندصدایی، نقد اقتدار و شکلهای حکمرانی نیز خواندنی است؛ زیرا این مسائل را از مسیری متفاوت و با تمرکز بر تصور ما از مغز دنبال میکند. اگر انتظار دارید کتابی تحلیلی، چالشبرانگیز و پیونددهنده میان علوم اعصاب و اندیشه اجتماعی بخوانید، این اثر زمینه مناسبی برای بازنگری در باورهای رایج فراهم میکند. بااینحال، بهتر است آن را نه یک راهنمای ساده درباره مغز، بلکه دعوتی به اندیشیدن درباره رابطه میان ساختار نورونی، قدرت و امکان رهایی در نظر بگیرید.








