از اون روزا که عکسا اثر منصور ضابطیان
معرفی کتاب از اون روزا که عکسا
«از اون روزا که عکسا» کتابی است برای بازگشت به خاطرههایی که با چند نت و یک تصویر در ذهن زنده میشوند. منصور ضابطیان در این اثر سراغ ترانهها و تصنیفهای آشنای ایرانی رفته است؛ قطعههایی که گذشته را به یاد میآورند و حال خواننده را با لبخند همراه میکنند.
این کتاب گزیدهای از ترانههایی است که هر ایرانی جایی شنیده است؛ ترانههایی که از دل خاطرههای جمعی عبور میکنند و برای هر خواننده میتوانند تصویری شخصی از روزهای دور بسازند. ضابطیان بهجای آنکه فقط نام ترانهها را کنار هم بگذارد، با نگاهی انتخابگر و خیالانگیز به سراغ آنها رفته است.
درباره کتاب از اون روزا که عکسا
در «از اون روزا که عکسا»، کلام ترانهها در کنار تصویر قرار میگیرد تا فضای کتاب تنها به واژهها وابسته نباشد. عکسهای شهروندان از دهههای چهل و پنجاه شمسی، چهرهها و لحظههایی را پیش چشم میگذارد که در کنار ترانهها، حس زمان و خاطره را پررنگتر میکنند.
منصور ضابطیان در این مجموعه مانند عکاسی که به دل طبیعت میزند و لحظههای ناب را شکار میکند، به قلب صدها ترانه ایرانی رفته است. حاصل این جستوجو، انتخاب خیالانگیزترین ترانهها و تصنیفها از میان این مجموعه گسترده است؛ انتخابی که قرار است خواننده را به فضای خاطرات خوب ببرد.
ترانهها در این کتاب فقط موضوع شنیداری ندارند؛ هر کدام میتوانند دریچهای به گذشته باشند. وقتی کلام و تصویر در کنار هم مینشینند، کتاب پیوندی هنرمندانه میان دو شکل از یادآوری ایجاد میکند. عکس، حس حضور در یک زمان سپریشده را تقویت میکند و ترانه، این تصویر را با صدا و احساس همراه میسازد.
فضای اثر بر خاطره و حس استوار است؛ خاطرهای که لزوماً به یک داستان مشخص محدود نمیشود و میتواند برای هر خواننده رنگ و معنای متفاوتی داشته باشد. یک ترانه ممکن است یادآور روزی دور، چهرهای آشنا یا لحظهای باشد که با شنیدن دوباره آن، لبخند به صورت میآورد.
از سوی دیگر، همراهی عکسهای شهروندان دهههای چهل و پنجاه شمسی با ترانهها، به کتاب حالوهوایی دیداری میدهد. این تصاویر صرفاً تزئین صفحهها نیستند؛ در گفتوگویی آرام با ترانهها قرار میگیرند و خواننده را به مکث کردن، دیدن و پیوند دادن کلام با تصویر دعوت میکنند. همین ترکیب، تجربه خواندن را شکل میدهد.
این اثر برای کسانی ارزشمند است که ترانههای ایرانی را بخشی از حافظه فرهنگی و عاطفی خود میدانند. کتاب بهجای ارائه توضیحی فنی درباره موسیقی، بر انتخاب و همنشینی ترانهها و عکسها تکیه دارد؛ بنابراین باید انتظار داشته باشید با مجموعهای مواجه شوید که بیش از هر چیز حس نوستالژی و تصویر را دنبال میکند.
نویسنده کتاب از اون روزا که عکسا
منصور ضابطیان نویسنده، مجری، تهیهکننده، پادکستساز و روزنامهنگار است. او فعالیت روزنامهنگاری خود را با نشریاتی مانند چلچراغ، گزارش فیلم، حیات نو و کلک آغاز کرد و از سال هفتاد و هشت وارد رسانه ملی شد. تجربه او در جایگاههای گوناگون رسانهای و هنری، در این کتاب نیز به صورت نگاه انتخابگر و توجه به جزئیات دیده میشود.
او تحصیلات خود را در رشته علوم آزمایشگاهی آغاز کرد، اما ذوق هنریاش او را به سوی سینما برد و از مسیرهای مختلف وارد این عرصه شد. ضابطیان در ادامه فعالیتهایش نویسندگی، اجرا، تهیهکنندگی، پادکستسازی و روزنامهنگاری را تجربه کرد و در هر کدام مهارت و خلاقیت خود را نشان داد.
نام او با برنامه رادیو هفت برای بسیاری از دوستداران هنر و رسانه آشنا شد. او همچنین دو سال پیدرپی جایزه قلم بلورین بهترین گفتوگوی سال و یک بار جایزه قلم بلورین بهترین گزارش سال را در جشنواره مطبوعات به دست آورد. این پیشینه، نگاه او به فرهنگ، رسانه و خاطره را در این مجموعه همراه کرده است.
خرید کتاب از اون روزا که عکسا به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به ترانههای ایرانی و خاطرات مشترک نسلها علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. «از اون روزا که عکسا» برای خوانندگانی جذاب است که از دیدن عکسهای قدیمی، مرور حالوهوای دهههای چهل و پنجاه شمسی و شنیدن دوباره ترانههای آشنا لذت میبرند.
اگر دنبال کتابی هستید که متن و تصویر را در تجربهای خاطرهمحور کنار هم بنشاند، این اثر با ساختار خود به انتظار شما نزدیک است. این کتاب همچنین میتواند برای علاقهمندان به نوشتههای منصور ضابطیان، آثار فرهنگی و هنری، و مجموعههایی درباره ترانهها و حافظه جمعی خواندنی باشد.
در نهایت، از این مجموعه نباید انتظار پژوهشی تخصصی یا تحلیل فنی ترانهها را داشته باشید؛ نقطه تمرکز آن انتخاب قطعههای خیالانگیز و ساختن فضایی برای همنشینی صدا، تصویر و خاطره است. اگر دوست دارید هنگام خواندن، هر صفحه شما را به بخشی از گذشته و احساس آشنا پیوند دهد، «از اون روزا که عکسا» میتواند همراه دلنشینی برای مرور این خاطرهها باشد.

شاید با خودتان تصور کنید که سفرنامه ارزش محتوایی چندان زیادی ندارد و آن را با دفتر خاطرات اشتباه بگیرید. ولی در واقع، سفرنامه نوشتن کار هر کس نیست و اگر نویسندهای جهاندیده و گردشگر مثل منصور ضابطیان پیدا شود که دست به سفرنامهنویسی برده باشد، حتما باید آثارش را بخوانید ...





















