هزارپا اثر جابر حسینزاده نودهی
معرفی کتاب هزارپا
گاهی یک اتفاق آنقدر بیمنطق و تکاندهنده است که ذهن، بهجای یافتن پاسخ، در برابر آن بهتزده میشود. رمان هزارپا نوشته جابر حسین زاده نودهی، داستان چنین ذهنهایی است؛ ذهنهایی گرفتار پریشانی روزگار، عشقهای افراطی و باورهایی که آرامآرام رنگ میبازند.
در مرکز این روایت، پسر جوانی قرار دارد که از اتفاقهای پیرامونش متعجب است و نمیتواند بهسادگی از کنار آنها بگذرد. عشق نسبتاً دیوانهوار او، وسواسهای ذهنی و روحی مادرش و حضور روانکاوی که از همه شخصیتها مجنونتر به نظر میرسد، ترکیبی نامتعارف و پرتنش میسازد. هزارپا رمانی گیرا، پرنفس و سرشار از طنز سیاه است؛ روایتی که خواننده را میان خنده، حیرت و شوک پیش میبرد.
درباره کتاب هزارپا
هزارپا رمانی است درباره آدمهایی که در مواجهه با آشفتگیهای زندگی، دیگر نمیتوانند جهان را در قالبهای معمول و قابلپیشبینی ببینند. روایت، موقعیتهایی را کنار هم میگذارد که در ظاهر شاید مضحک یا حتی بلاهتبار باشند، اما پشت همین ظاهر، اضطراب، سرگشتگی و سقوط تدریجی رویاها و باورهای خوشآبورنگ جریان دارد.
محور اصلی داستان قتلی است که هم غافلگیرکننده و شوکآور است و هم از نظر موقعیت، رنگی ابلهانه و طنزآمیز دارد. این قتل تنها یک حادثه برای پیشبرد ماجرا نیست؛ نقطهای است که شخصیتها و نگاههایشان را در برابر وضعیتی گریزناپذیر قرار میدهد. نویسنده با خونسردی، ماجرا را پیش میبرد و اجازه میدهد تناقض میان جدیت حادثه و مضحکبودن موقعیت، اثر خود را بر خواننده بگذارد.
یکی از ویژگیهای متمایز کتاب، استفاده از طنز سیاه برای بههمزدن روایتهای جاافتاده درباره روانشناسی و روان آدمی است. روانکاو داستان، بهجای آنکه نمادی از عقلانیت و سامانبخشی باشد، خود درگیر جنون و آشفتگی است. به این ترتیب، مرز میان بیمار و درمانگر، عقل و بیعقلی، و تحلیل و توهم چندان مطمئن باقی نمیماند.
زبان و ماجراها در هزارپا در موقعیتهایی قرار میگیرند که گویی راه گریزی از آنها وجود ندارد. شوخیهای داستانی و غافلگیریها، فضای رمان را زنده و پرتحرک نگه میدارند؛ بااینحال، طنز کتاب صرفاً برای خنداندن نیست. خنده در اینجا گاهی از دل اضطراب بیرون میآید و گاهی سقوط آرزوهایی را آشکار میکند که تا لحظهای پیش، زیبا و قابلاعتماد به نظر میرسیدند.
خواننده با روایتی روبهروست که از پاسخهای ساده فاصله میگیرد و شخصیتها را در وضعیتهایی متناقض رها میکند. عشق، وسواس، جنون، قتل و فروپاشی باورها در کنار هم تصویری ناآرام از جهانی میسازند که در آن، رفتارهای انسانی همیشه قابلتوضیح نیستند. همین ترکیب، کتاب را برای کسانی جذاب میکند که از رمانهای متعارف انتظار آرامش و نتیجهگیری روشن ندارند.
هزارپا همچنین از ظرفیت شوخی و غافلگیری برای نقد روایتهای تثبیتشده استفاده میکند. کتاب بهجای ارائه تصویری مرتب و مطمئن از روان انسان، آشفتگی آن را به بخشی از تجربه خواندن تبدیل میکند. در نتیجه، بهتر است انتظار داستانی را داشته باشید که با خونسردی از موقعیتهای عجیب عبور میکند، اما پیامدهای آنها را ساده نمیگیرد.
نویسنده کتاب هزارپا
جابر حسین زاده نودهی در هزارپا به سراغ شخصیتهایی رفته است که در مرز میان پریشانی، شگفتی و جنون زندگی میکنند. رویکرد او بر ساختن موقعیتهایی استوار است که در آن، امر جدی و امر مضحک همزمان حضور دارند. او با تکیه بر طنز سیاه، زبان و روایت را از شکلهای عرفی و تثبیتشده فاصله میدهد.
نگاه نویسنده به روانشناسی در این رمان، نگاهی هجوآمیز و برهمزننده است. حضور روانکاوی که خود از شخصیتهای دیگر آشفتهتر است، نشان میدهد که کتاب بهدنبال بازتولید تصویر معمول درمانگر یا ارائه توضیحی ساده برای رفتار آدمها نیست. در این جهان داستانی، حتی کسانی که قرار است دیگران را تحلیل کنند، از تناقضها و بیقراریهای انسانی دور نماندهاند.
پیش از هزارپا، از جابر حسین زاده نودهی کتاب پاندای محجوب بامبو به دست با چشمهایی دورسیاه، در اندیشه انقراض نیز منتشر شده است. در هزارپا نیز توجه او به موقعیتهای نامتعارف، شوخیهای تلخ و ذهنهای پریشان، به شکل روایتی پرشتاب و غافلگیرکننده ادامه پیدا میکند.
خرید کتاب هزارپا به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به رمانهایی با طنز سیاه، فضای روانشناختی و موقعیتهای غیرعادی علاقه دارید، هزارپا میتواند انتخابی مناسب برای سلیقه شما باشد. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که از مواجهه با شخصیتهای متناقض، راوی یا جهانی بیقرار و ماجراهایی که میان خنده و شوک حرکت میکنند، لذت میبرند.
اگر دنبال داستانی هستید که موضوع قتل را با فضایی عجیب و هجوآمیز پیوند بزند، این رمان انتظارتان را از یک روایت جنایی معمول تغییر میدهد. در اینجا، حادثه همزمان میتواند مضحک، نگرانکننده و غافلگیرکننده باشد و خواننده را وادار کند به رابطه میان جنون، عشق، وسواس و رفتار انسانی دوباره فکر کند.
هزارپا را به کسانی پیشنهاد میکنیم که رمانهای پرتحرک و پر از چرخش داستانی را میپسندند، اما در کنار سرگرمشدن، به لایههای هجوآمیز و ذهنی اثر نیز توجه میکنند. این کتاب برای مطالعهای آرام و قابلپیشبینی نوشته نشده است؛ باید آماده باشید که طنز آن گاهی تلخ شود، موقعیتهایش شما را غافلگیر کنند و سقوط تدریجی برخی باورها، پس از پایان هر صحنه در ذهنتان باقی بماند.















