می‌روم که به کنسرت برسم اثر شمس لنگرودی

عکس می‌روم که به کنسرت برسم
عکس می‌روم که به کنسرت برسم

کتاب می‌روم که به کنسرت برسم

I'm going to get to the concert

انتشارات:

افق

نویسنده:

شمس لنگرودی

نویسنده:

شمس لنگرودی

مترجم:

0

مترجم:

0

قیمت:

425,000

10٪

382,500

قیمت:

425,000

10٪

382,500

معرفی کتاب می‌روم که به کنسرت برسم

گاهی انسان برای رسیدن به یک صدا، ناچار است از تاریک‌ترین اتاق‌های ذهن خود عبور کند. رمان می‌روم که به کنسرت برسم نوشته شمس لنگرودی، سفری درونی به قلمرو انزوا، خاطره، مرگ و امید به رهایی است؛ سفری که در آن مرز میان واقعیت و خیال آرام‌آرام محو می‌شود.

داستان با مردی میانسال و گوشه‌گیر همراه می‌شود که در انباری تاریک، شلوغ و پرغبار از جهان بیرون فاصله گرفته است. او در این پناهگاه ظاهری، با بوها، صداها و خاطراتی روبه‌رو می‌شود که گذشته را به اکنون بازمی‌گردانند. پرسش اصلی او ساده اما عمیق است: چگونه می‌توان در آستانه پایان، دوباره به زندگی نگاه کرد و برای بودن معنایی یافت؟

درباره کتاب می‌روم که به کنسرت برسم

انباری در این رمان فقط مکانی برای دور ماندن از دیگران نیست؛ فضایی ذهنی است که هم نقش پناهگاه دارد و هم به زندان تبدیل می‌شود. راوی در سکوت آن، میان ترس و امید، مرگ و زندگی، و میل به کناره‌گیری و اشتیاق به رهایی معلق می‌ماند. بازگشت خاطره‌ها، ذهن او را به خانه پدری می‌برد؛ خانه‌ای که در آن عشق و خشونت، سنت و آزادی، و زیبایی و سلطه‌گری در کنار یکدیگر حضور دارند.

خاطره مادر مهربان و اهل موسیقی، در برابر تصویر پدری خشن و سلطه‌جو قرار می‌گیرد؛ حضوری که اثرش هنوز در فضای خانه احساس می‌شود. راوی با بازگشت به این گذشته، فقط رویدادهای کودکی را مرور نمی‌کند، بلکه نسبت خود را با ترس، خانواده و تجربه زیستن دوباره می‌سنجد. شخصیت‌هایی مانند مرادخان و زری نیز در مسیر ذهنی او ظاهر می‌شوند و به شکل‌گیری این جهان خاطره‌محور کمک می‌کنند.

در این روایت، گذشته و حال خطی جدا از هم ندارند و در ذهن راوی به یکدیگر راه پیدا می‌کنند. موسیقی و شعر، پنجره‌هایی هستند که از دل تاریکی به سوی جهان بیرون باز می‌شوند. عنوان کتاب نیز در همین فضای چندلایه معنایی تازه پیدا می‌کند: کنسرتی که راوی قصد رفتن به آن را دارد، می‌تواند رویدادی واقعی باشد، اما هم‌زمان تصویری از آشتی با خویشتن و نقطه تلاقی مرگ و زندگی نیز به نظر می‌رسد.

شمس لنگرودی با زبانی شاعرانه، فشرده و موسیقایی، حال‌وهوای شخصیت اصلی را از راه تصویرهای حسی و جریان سیال خاطره به خواننده منتقل می‌کند. تجربه خواندن کتاب میان شعر و داستان حرکت می‌کند؛ نثری لطیف و در عین حال متراکم که بدون توضیح‌های اضافی، تنهایی، اضطراب و میل به معنا را در فضای روایت جاری می‌سازد. از این منظر، کتاب بیش از آنکه فقط داستان یک سفر باشد، تأملی ادبی درباره زیستن در سایه مرگ است.

نویسنده کتاب می‌روم که به کنسرت برسم

شمس لنگرودی، شاعر و نویسنده معاصر، در این اثر از ظرفیت‌های زبان شاعرانه برای ساختن روایتی درونی بهره می‌گیرد. او به جای آنکه جهان داستان را تنها با رخدادهای بیرونی پیش ببرد، خواننده را به ذهن راوی نزدیک می‌کند؛ ذهنی که در آن صدا، بو، خاطره و تصویر به هم پیوند می‌خورند و تجربه‌ای حسی از گذشته و اکنون می‌سازند.

رویکرد نویسنده در می‌روم که به کنسرت برسم بر کشف تدریجی لایه‌های روانی و عاطفی شخصیت اصلی استوار است. ترس از مرگ، جست‌وجوی معنای زندگی، اثر خاطرات کودکی و کشمکش میان انزوا و رهایی، در زبانی کوتاه و تصویری دنبال می‌شوند. نتیجه، داستانی است که سادگی ظاهری آن در کنار عمق احساسی و تأمل‌برانگیزش قرار می‌گیرد.

خرید کتاب می‌روم که به کنسرت برسم به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به رمان‌های شاعرانه و روان‌شناختی علاقه دارید، می‌روم که به کنسرت برسم می‌تواند انتخابی مناسب برای شما باشد؛ به‌ویژه اگر از داستان‌هایی لذت می‌برید که به جای تمرکز صرف بر حادثه، به ذهن شخصیت و تجربه درونی او توجه می‌کنند. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که ادبیات را راهی برای تأمل درباره تنهایی، خاطره، مرگ و معنای بودن می‌دانند.

این رمان همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که از ترکیب شعر و داستان، تصویرهای حسی و نثر موسیقایی استقبال می‌کنند. انتظار شما از کتاب باید روایتی آرام، ذهنی و پرپیچ‌وخم باشد؛ روایتی که پاسخ‌های قطعی را پیشاپیش عرضه نمی‌کند و شما را در مسیر پرسش‌های راوی همراه می‌سازد. اگر در داستان‌ها به تضاد میان سنت و آزادی، خانواده و فردیت، یا ترس و امید توجه دارید، فضای این اثر می‌تواند برایتان تأمل‌برانگیز باشد.

در نهایت، این کتاب برای مطالعه‌ای سریع و صرفاً سرگرم‌کننده طراحی نشده است؛ ارزش آن در مکث کردن، گوش سپردن به لحن راوی و دنبال کردن پیوند میان خاطره و اکنون شکل می‌گیرد. می‌روم که به کنسرت برسم خواننده را به دل تاریکی می‌برد، اما در همان تاریکی نشانه‌هایی از موسیقی، زندگی و امکان رهایی نشان می‌دهد.

شمس لنگرودی
شمس لنگرودی

دیگر آثار این نویسنده

می‌روم که به کنسرت برسم
درون شدم از دری که نیست
آن‌ها که به خانه من آمدند
گزینه اشعار (شمس لنگرودی)
رقص با گذرنامه جعلی
شبی که مریم گم شد
از نیما تا بعد (۲)
مجموعه اشعار شمس لنگرودی (۲جلدی)
شمس لنگرودی
قطار سفید