ایستادن روبهروی عقربههای کج اثر مهدی میرباقری


کتاب ایستادن روبهروی عقربههای کج
انتشارات:
مروارید
نویسنده:
مهدی میرباقری
نویسنده:
مهدی میرباقری
قیمت:
50,000
10٪
45,000
قیمت:
50,000
10٪
45,000
معرفی کتاب ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان
وقتی زمان دیگر خطی و قابل اعتماد نباشد، گذشته میتواند پیش از آینده ظاهر شود و آینده در دل خاطرهای قدیمی جریان پیدا کند. رمان «ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان» نوشته مهدی میرباقری، خواننده را به تجربهای متفاوت از زمان، خواب و حافظه دعوت میکند؛ تجربهای که در آن مرز میان آنچه رخ داده و آنچه قرار است رخ دهد، پیوسته جابهجا میشود.
این رمان ایرانی، زندگی شخصیت اصلی و خانوادهاش را در ساختاری سیزدهبخشی دنبال میکند؛ ساختاری که زمان را مانند پوستهای پیچیدهشده به دور یک استوانه به تصویر میکشد. در مرکز این جهان ناپایدار، ذهنی قرار دارد که از فروپاشی رنج میبرد و برای فهم زندگی، روایت خود را بارها جعل و بازسازی میکند.
درباره کتاب ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان
موضوع اصلی کتاب، مفهوم زمان و شکل درهمتنیده آن با خواب است. در این نگاه، خواب فقط گسستی از زندگی روزمره نیست؛ بلکه جایی است که حقیقت و اصالت زمان امکان آشکارشدن پیدا میکند. گذشته، حال و آینده در کنار هم قرار نمیگیرند تا تصویری روشن و مرتب بسازند، بلکه در یکدیگر نفوذ میکنند و تجربهای پریشان، چندلایه و ناپایدار به وجود میآورند.
جمله «آینده همون گذشته است» را میتوان کلید ورود به فضای فکری رمان دانست. این عبارت، نگاه کتاب به زمان را فشرده میکند: آینده چیزی جدا از گذشته نیست و گذشته نیز پس از آینده معنا و حضور خود را پیدا میکند. بنابراین خواننده با روایتی روبهرو میشود که در آن ترتیب معمول رخدادها اهمیت خود را از دست میدهد و ارتباط میان خاطره، انتظار و تجربه، شکل تازهای پیدا میکند.
روایت در ذهن شخصیت اصلی جریان دارد؛ ذهنی که بر اثر فرورفتن در چاله زمان، پریشان و ناپایدار شده است. او نمیتواند زندگیاش را در قالب روایتی قطعی و ثابت نگه دارد. به همین دلیل، هر بار بخشی از آنچه را زیسته است میسازد، تغییر میدهد و دوباره به شکل دیگری بازگو میکند. این ویژگی، خواندن کتاب را به دنبالکردن حقیقتی تبدیل میکند که مدام از دسترس فاصله میگیرد.
فضای رمان در بخشهایی با خاطرهای آزاردهنده از رابطه شخصیت با پدر شکل میگیرد. یادآوری آب داغ، حمام و فشاری که بر گردن او وارد میشود، نشان میدهد چگونه یک تجربه دردناک میتواند به نشانهای ماندگار در حافظه تبدیل شود و در موقعیتهای روزمره دوباره به ذهن بازگردد. این خاطره در روایت، فقط یک حادثه جداگانه نیست؛ بلکه بخشی از آشفتگی ذهنی و عاطفی شخصیت اصلی را آشکار میکند.
در نتیجه، «ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان» بیش از آنکه داستانی درباره حرکت ساده از آغاز به پایان باشد، کاوشی ادبی در تجربه زمان و سازوکار ذهن است. کتاب از خواننده انتظار دارد میان قطعههای روایت حرکت کند، به تکرارها و جابهجاییها توجه نشان دهد و بپذیرد که حقیقت شخصیت اصلی ممکن است در چند روایت متفاوت پراکنده باشد. ارزش این شیوه در آن است که آشفتگی ذهنی را فقط توضیح نمیدهد، بلکه آن را به تجربهای روایی برای خواننده تبدیل میکند.
در این اثر، خانواده، خاطره، خواب و خشونت تجربهشده در کنار مسئله زمان قرار میگیرند. از سوی دیگر، بازسازی مداوم زندگی نشان میدهد که روایتکردن برای شخصیت اصلی فقط راهی برای بازگویی گذشته نیست؛ تلاشی است برای کنارآمدن با آن و پیدا کردن شکلی قابل تحمل برای زیستن. همین پیوند میان فرم روایت و وضعیت ذهنی شخصیت، فضای ویژه کتاب را میسازد.
نویسنده کتاب ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان
مهدی میرباقری در این رمان، مسئله زمان را از راه یک روایت ذهنی و ناپایدار دنبال میکند. تمرکز اثر بر ذهن شخصیت اصلی باعث میشود خواننده به جای دریافت توضیحی بیرونی درباره زندگی او، با جریان خاطرهها، خوابها، آشفتگیها و بازسازیهای ذهنیاش همراه شود.
رویکرد نویسنده در این کتاب، پیوندزدن موضوعی انتزاعی مانند زمان با تجربهای شخصی و عاطفی است. زمان در رمان فقط یک مفهوم نظری باقی نمیماند؛ در ذهن شخصیت، در رابطه او با خانواده و در خاطرات دردناکش حضور پیدا میکند. به همین دلیل، ساختار سیزدهبخشی و تصویر استوانهای زمان، با وضعیت روانی راوی ارتباط پیدا میکند و شکل روایت را با محتوای آن هماهنگ میسازد.
خرید کتاب ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به رمانهای ایرانی با فضای روانشناختی، روایتهای ذهنی و ساختار غیرخطی علاقه دارید، این کتاب میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. خوانندگانی که از آثاری درباره زمان، خواب، حافظه و تأثیر تجربههای خانوادگی بر ذهن لذت میبرند نیز احتمالاً با فضای آن ارتباط برقرار میکنند.
این رمان برای کسانی مناسب است که از داستانی با روایت کاملاً سرراست انتظار پاسخهای فوری ندارند و ترجیح میدهند در روند خواندن، ارتباط میان بخشها و لایههای مختلف ذهن شخصیت را کشف کنند. اگر دنبال کتابی هستید که مفهوم زمان را با زندگی یک خانواده و خاطرات دردناک یک شخصیت درآمیزد، «ایستادن روبهروی عقربههای کج: رمان» شما را با تجربهای پیچیده، خوابگونه و تأملبرانگیز روبهرو خواهد کرد.



















