عکس ۳۶۵روز بدون تو
عکس ۳۶۵روز بدون تو

کتاب ۳۶۵روز بدون تو

انتشارات:

ماهوت

نویسنده:

آکیرا

نویسنده:

آکیرا

قیمت:

250,000

10٪

225,000

تومانءء

قیمت:

250,000

10٪

225,000

تومانءء

معرفی کتاب ۳۶۵روز بدون تو

«۳۶۵روز بدون تو» نوشته‌ای از آکیرا است، بررسی عاطفی در رابطه با عشق، فقدان و بهبودی به‌شمار می‌رود. این کتاب از متجرای یک زن جوان سخن می‌گوید که پس از یک رخداد اندوه‌بار شریک زندگی‌اش را از دست می‌دهد و گرفتار مشکلاتی عاطفی می‌شود و این روند تا یک سال ادامه پیدا می‌کند. کتاب «۳۶۵روز بدون تو» با ترجمه‌ی سمیرا ونکی و با کوشش نشر ماهوت چاپ و منتشر شده است.

درباره کتاب ۳۶۵روز بدون تو

کتاب «۳۶۵روز بدون تو» کتابی از آکیرا است که نخستین‌بار در سال ۲۰۲۳ منتشر شد. این کتاب در حوزه‌ی ادبیاتن داستانی جای می‌گیرد و از ۲۰۴ صفحه برخوردار است.

این کتاب داستان زندگی دختر جوانی به‌نام میا را روایت می‌کند که پش از مرگ همسرش، زندگی‌اش دچار دگرگونی شدید و جبران‌ناپذیری می‌شود. کسی که نه تنها عاشقش بود بلکه بهترین دوستش نیز بود. چند فصل اول داستان مشخص است که میا دچار شوک و انکار شده است و باور نمی‌کند که چنین حادثه‌ای رخ داده باشد. میا در این روزها فعالیت‌های روزمره‌ی خود را انجام می‌دهد اما احساس می‌کند که در زندگی خود مانند یک روح است.

با سپری‌شدن داستان، ما تماشاگر تلاش میا برای معنایابی در وجودش در روزهای پس از مرگ همسرش هستیم. درهر فصل از کتاب یک روز از زندگی میا به‌تصویر کشیده می‌شود و ما شاهد لحظه‌هایی هستیم که هم آرامش‌یخش هستند و هم دردآور. آکیرا با به‌کارگیری زبانی احساسی، تضاد درونی میا را به‌نمایش می‌گذارد و به مخاطبان فرصت می‌دهد تا با میای جوان هم‌درد و هم‌دل شوند.

در ادامه‌ی مسیر، میا به خودشناسی روی می‌آورد و به اقدامات و فعالیت‌هایی مانند هنر، خاطره‌نویسی و تعامل با دوستان و خانواده جستجو می‌پردازد تا از این راه به آرامش دست پیدا کند و آرام‌آرام با فقدان عزیز ازدست رفته‌اش کنار بیاید. تعاملات میا با دیگران تامل‌برانگیز و جالب است و آکیرا آن را ماهرانه به‌تصویر کشیده است؛ تعاملاتی که با تلخی و شیرینی خاطرات مشترک درآمیخته شده است.

نقطه عطف رمان هنگامی پیش می‌اید که میا دست به یک انتخاب می‌زند و یاد همسرش را با حضور در فعالیت‌هایی که هر دو به آن علاقه داشتند، گرامی و محترم می‌دارد. این انتخاب نقطه‌ی شروعی برای میا تلقی می‌شود تا از پرتگاه ناامیدی به دنیای امید قدم بگذارد.

پس از این رویداد و با گذشت زمان، میا می‌آموزد که بار دیگر به زندگی سلامی دوباره کند و همین کار سبب می‌شود که تا پایان رمان، او نه تنها با اندوه خود کنار بیاید بلکه دریچه‌ای از دوستی‌ها و علاقه‌مندی‌های جدید نیز به رویش باز گردد. آکیرا با این داستان درپی این است که بگوید فقدان بخشی انکارناپذیر از زندگی به‌شمار می‌رود اما نباید تجدید قوا و شادی را از یاد ببریم.

جملات کتاب 365 روز بدون تو

«میشه فقط بپرسم چرا؟ چرا الکی بهم امید دادی؟ چرا اون حرف‌ها رو به من زدی وقتی می‌دونستی حقیقت ندارن؟ چرا بهم قول دادی وقتی میدونستی که قراره زیر قولت بزنی؟ چرا پشت‌سرهم بهم دروغ6 گفتی؟ تمام کارهاییث که برام کردی هرگز جبران کاری که آخرسر باهام کردی نمی‌شه.»

«من خوب نیستم، ولی اشکالی نداره چون تو خوبی و این تمام چیزیه که اهمیت داره»

«فرق این دفعه چیه؟ این دفعه دیگر پای گوشی‌ام منتظر نمی‌مونم. دیگه هر روز بهت پیام نمی‌دم که یادت بندازم که منم هستم دیگه دست بالا رو به تو نمی‌دم. من رو می‌خوای؟ باید بهم نشون بدی.»

«حتی وقتی هم که باهات بودم دلم برات تنگ شد.»

«بدجوری درد داره وقتی می‌دونی باید یکی رو رها کنی ولی نمی‌تونی چون منتظری اتفاق غیرممکنی بیفته و دیگه لازم نباشه همدیگه رو رها کنین.»

«یکی از سخت‌ترین بلاهایی که می‌تونه سرت بیاد سوگواری برای ازدست‌دادن کسیه که هنوز زنده‌اس.»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)