میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه) اثر محمد چرم شیر (۱۳۳۹)


کتاب میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه)
انتشارات:
نیلا
نویسنده:
محمد چرم شیر (۱۳۳۹)
نویسنده:
محمد چرم شیر (۱۳۳۹)
قیمت:
200,000
10٪
180,000
قیمت:
200,000
10٪
180,000
معرفی کتاب میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه)
وقتی جنگ و استبداد فقط در کتابهای تاریخ باقی نمیمانند و به تجربهای انسانی، خاموش و دردناک تبدیل میشوند، نمایشنامه میتواند زخمهای پنهان انسان را آشکار کند. کتاب «میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه)» نوشته محمد چرمشیر، مجموعهای از دو نمایشنامه است که با نگاهی تلخ و تأملبرانگیز، هولوکاست، جنگ، پوچی و معناباختگی را بررسی میکند.
این مجموعه از دو فضای متفاوت شکل گرفته است: نخست، تراژدی انسانی هولوکاست و تأثیر آن بر امیدها و آرزوهای یک دختر جوان؛ و سپس، شبهای کشدار و فرساینده سه سرباز در آسایشگاه پادگان. پیوند میان این دو اثر، توجه به انسانهایی است که در موقعیتهای خشن و بیمعنا، تلاش میکنند خود و جهان اطرافشان را بفهمند.
درباره کتاب میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه)
نمایشنامه نخست، «میخواستم اسب باشم»، با الهام از «خاطرات یک دختر جوان» اثر آن فرانک نوشته شده است. چرمشیر از خلال این اقتباس، به سرنوشت انسانی میپردازد که در سایه جنگ و فاشیسم، ناگهان با فروپاشی امنیت، آزادی و آینده روبهرو میشود. خاطرات آن فرانک در این اثر بهانهای برای بازنمایی رنجی بزرگتر است؛ رنج انسانهایی که آرزوهایشان زیر فشار خشونت و تعصب از میان میرود.
در این نمایشنامه، هولوکاست صرفاً یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه زمینهای برای اندیشیدن به انسانیت، امید و شکنندگی زندگی است. تراژدی اثر از همین تقابل شکل میگیرد: از یک سو میل به ادامه دادن، خیالپردازی و حفظ امید وجود دارد و از سوی دیگر، نیروی جنگ و استبداد پیوسته این امکانها را تهدید میکند. نتیجه، روایتی سنگین و اثرگذار است که خواننده را با پرسشهایی درباره ارزش زندگی و معنای انسان بودن روبهرو میکند.
نمایشنامه دوم، «نجواهای شبانه»، به شبهای بلند پادگان و زندگی شبانه سه سرباز در آسایشگاه میپردازد. این سه سرباز در روز پایانی هفته، به جای رفتن به مرخصی، در آسایشگاه میمانند و وارد گفتوگوهایی میشوند که در ظاهر رنگوبوی شوخی دارند. با این حال، پشت این شوخیها خشم، خستگی و استیصال جریان دارد. گفتوگوهای آنان بهتدریج تصویری از نوعی معناباختگی در فضای ایرانی ارائه میکند؛ جایی که آدمها برای تحمل شرایط، به کلمات، شوخی و نجوا پناه میبرند.
قرار گرفتن این دو نمایشنامه در کنار هم، امکان مقایسه دو موقعیت متفاوت اما همریشه را فراهم میکند. یکی در فضای هولوکاست و جنگ جهانی میگذرد و دیگری در آسایشگاه یک پادگان؛ اما هر دو اثر به انسانهایی نزدیک میشوند که با ترس، اجبار، بیمعنایی و محدود شدن انتخابهایشان دستوپنجه نرم میکنند. زبان و موقعیت نمایشی، بهجای ارائه پاسخی ساده، مخاطب را به تأمل درباره خشونت، استبداد و امکان حفظ کرامت انسانی دعوت میکند.
نویسنده کتاب میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه)
محمد چرمشیر، نویسنده معاصر ایرانی، در این مجموعه به سراغ موقعیتهایی میرود که در آنها انسان زیر فشار ساختارهای خشن و شرایط بیرحم قرار گرفته است. توجه او به جنگ، پوچی و استبداد در هر دو نمایشنامه دیده میشود؛ با این تفاوت که هر اثر، این مضامین را در فضایی جداگانه و با تجربهای متفاوت از رنج انسانی پیش میبرد.
در «میخواستم اسب باشم»، اقتباس از خاطرات آن فرانک به بازآفرینی تراژدی و فروریختن امید پیوند میخورد. در «نجواهای شبانه»، گفتوگوهای سه سرباز به ابزاری برای آشکار کردن خشم و استیصال پنهان تبدیل میشود. از این رو، رویکرد چرمشیر در این کتاب هم به ادبیات نمایشی وفادار است و هم از مخاطب میخواهد لایههای پنهان رفتار، سکوت و شوخی شخصیتها را دنبال کند.
خرید کتاب میخواستم اسب باشم (دو نمایشنامه) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به نمایشنامههایی درباره جنگ، هولوکاست و پیامدهای استبداد علاقه دارید، این مجموعه میتواند تجربهای جدی و تأملبرانگیز برای شما باشد. خوانندگانی که آثار تراژیک و اجتماعی را میپسندند، در نمایشنامه نخست با روایتی درباره از دست رفتن امنیت و آرزوهای انسانی مواجه میشوند و در نمایشنامه دوم، فضای بسته و فرساینده پادگان را از دریچه گفتوگوهای سه سرباز دنبال میکنند.
این کتاب برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی، اقتباس ادبی و موضوعات فلسفی نیز انتخابی مناسب است؛ بهویژه اگر از آثاری لذت میبرید که بهجای پاسخهای قطعی، پرسشهایی درباره معنای زندگی، خشم، امید و انسانیت مطرح میکنند. از این کتاب نباید انتظار روایتی سبک و صرفاً سرگرمکننده داشت؛ فضای آن تلخ، سنگین و گاه آمیخته با پوچی است. با این حال، همین ویژگیها باعث میشود دو نمایشنامه در ذهن بمانند و مخاطب را پس از پایان خواندن، به بازاندیشی درباره جنگ، بیمعنایی و مقاومت انسان وادار کنند.









