ترس از صحنه در یک شب تابستان

عکس ترس از صحنه در یک شب تابستان

کتاب ترس از صحنه در یک شب تابستان

انتشارات:نخستین

انتشارات نخستین منتشر کرد:

جک و آنی در ایوان جلو خانه‌شان نشسته بودند. در تاریک روشن غروب تابستان، حشرات شب تاب چشمک می‌زدند.

آنی به آسمان اشاره کرد و گفت: وای یک ستاره دنباله دار.

برادزش به بالا نگاه کرد. یک شعاع نورانی در آسمان برق زد و روی درخت‌های جنگل فراگ کریک فرود آمد و ناپدید شد.

جک نفسش را حبس کردو نگاهی به آنی کرد و گفت: «این ستارهٔ دنباله دار نبود.»

بچه‌ها از جا پریدند و جک کوله پشتی‌اش را از ورودی خانه برداشت و صدا زد: مامان، بابا ما زود بر میگردیم.

کادر گفت: فقط ده دقیقه نه بیشتر

خیلی خوب