آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن اثر ریچارد پل


کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن
(تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی)قیمت:
180,000
10٪
162,000
قیمت:
180,000
10٪
162,000
معرفی کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن (تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی)
چرا گاهی تصمیمهایی میگیریم که با منافع واقعی، ارزشهای اخلاقی یا حتی خواستههای بلندمدت خودمان سازگار نیستند؟ کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن (تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی) با تمرکز بر همین پرسش، خواننده را به شناخت دقیقتر ذهن و شیوه اثرگذاری آن بر فکر، احساس و رفتار دعوت میکند.
ریچارد پل و لیندا الدر در این اثر، ذهن انسان را هم سرچشمه توانایی خردورزی و اخلاقمندی میدانند و هم عرصهای که گرایشهای خودمحور و جامعهمحور میتوانند در آن، قضاوت را منحرف کنند. کتاب با زبانی آسانفهم، راهی برای مشاهده سازوکارهای پنهان اندیشه و حرکت بهسوی تفکری سنجیدهتر و منصفانهتر پیشنهاد میدهد.
درباره کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن (تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی)
موضوع اصلی کتاب، شناخت کارکردهای ذهن و بررسی رابطه میان تفکر، احساس و خواستن است. نویسندگان نشان میدهند که انسان بهطور طبیعی همیشه خردمند و اخلاقی عمل نمیکند؛ زیرا معمولاً جهان را از زاویه منافع شخصی خود میبیند و بر مبنای همان برداشت تصمیم میگیرد. این تمایل طبیعی، میتواند زمینهساز اندیشههای غیرمنطقی و رفتارهایی شود که با انصاف یا ملاحظه زندگی دیگران فاصله دارند.
با این حال، کتاب تصویری بدبینانه و قطعی از انسان ارائه نمیکند. در نگاه ریچارد پل و لیندا الدر، انسان توانایی آن را دارد که خردورزی و اخلاقمندی را در خود پرورش دهد و به متفکری ماهر، منصف و مسئول تبدیل شود. شرط این رشد، شناخت ذهن و تشخیص فرایندهایی است که بیآنکه همیشه متوجه آنها باشیم، بر قضاوتها و انتخابهایمان اثر میگذارند.
یکی از محورهای مهم اثر، بررسی انگیزههایی است که افکار ما را شکل میدهند و ممکن است ما را از اقدام منطقی یا اخلاقی دور کنند. اندیشه خودمحور و جامعهمحور، هرکدام میتوانند نگاه انسان را محدود کنند؛ یکی با قرار دادن منافع فردی در مرکز، و دیگری با اثرپذیری از الگوها و فشارهای جمعی. توجه به این موانع، نخستین گام برای ارزیابی دقیقتر باورها و تصمیمهاست.
این کتاب همچنین با مأموریت تفکر انتقادی پیوند دارد؛ یعنی پرورش تواناییها و فضایل فکری برای رسیدن به اندیشهای روشنتر، منصفانهتر و خالی از غرض. خواننده با مطالعه آن، با موانع تفکر انتقادی و فرایندهای درونی اندیشه غیرمنطقی روبهرو میشود و میتواند نسبت میان ذهن، احساسات و رفتار خود را دوباره بررسی کند.
ارزش خواندن کتاب در این است که تفکر انتقادی را موضوعی جدا از زندگی روزمره نمیبیند. تغییر شیوه فکر کردن میتواند به تصمیمگیری بهتر، ارتباط سنجیدهتر با دیگران و توجه بیشتر به پیامدهای رفتارمان بر زندگی آنها منجر شود. از سوی دیگر، کتاب افق پرسش را از بهبود فردی فراتر میبرد و دغدغه ساختن جهانی عادلانهتر و انسانیتر را نیز مطرح میکند.
نویسنده کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن (تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی)
ریچارد پل در این کتاب، همراه با لیندا الدر، بر شناخت ساختارها و گرایشهای ذهنی تمرکز دارد. رویکرد آنها توضیح سازوکار فکر، احساس و خواستن و نشان دادن موانعی است که در مسیر خردورزی و اخلاقمندی قرار میگیرند. متن بهجای آنکه صرفاً از تفکر انتقادی بهعنوان مفهومی نظری سخن بگوید، خواننده را به مشاهده عملکرد ذهن خویشتن و بررسی کیفیت قضاوتهایش نزدیک میکند.
نگاه نویسندگان، هم جنبه فردی و هم جنبه اجتماعی دارد. آنها از یکسو به توانایی انسان برای تصمیمگیری بهتر و پرورش فضایل فکری میپردازند و از سوی دیگر، تأثیر رفتار و اندیشه هر فرد بر زندگی دیگران و کیفیت جامعه را مورد توجه قرار میدهند. نتیجه، راهنمایی برای کسانی است که میخواهند متفکری آگاهتر، منصفتر و مسئولتر باشند.
خرید کتاب آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن (تفکر، احساس، خواستن و معضل خردگریزی) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به کتابهای تفکر انتقادی، شناخت ذهن و تحلیل رابطه میان احساس و تصمیمگیری علاقه دارید، این اثر میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. مطالعه آن برای کسانی سودمند است که میخواهند گرایشهای خودمحورانه و اندیشههای غیرمنطقی را بهتر بشناسند و در برابر آنها، قضاوتی روشنتر و سنجیدهتر داشته باشند.
این کتاب همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دغدغه بهبود کیفیت زندگی و روابط خود را دارند و میخواهند بدانند رفتارشان چه اثری بر دیگران میگذارد. اگر بهدنبال اثری آسانفهم درباره خردورزی، اخلاقمندی، هوش هیجانی و تصمیمهای بهتر هستید، آشنایی با ساز و کار ذهن و تسلط بر ذهن خویشتن شما را به بازنگری در شیوه فکر کردن و ساختن جهانبینیای متعالیتر دعوت میکند.









