چهار بند مخالف اثر امیر دژاکام
… آنگاه خنجر دهان باز کرد وهفت با برهفت پیکرش یورش برد. چهار ستون تنش فرو ریخت و پنج رکن بدنش از حیات باز ماند…
حالا من مثل کفتار بالای جنازهات وایستادم و از لاشهات نگهبانی میکنم. این منم روح عریان و شوریده یک زن که به مردهای عاشق است، بگذار هرچی میخواهند برآن اسم بگذارند. من تنها در چشمان تو زیبا هستم. زنم من، در تو تبلور پیدا میکنم، تو خدا را در دستان من گذاشتی، من این خداوندگار را میخواهم، پس تورا کشتم تا باقی بمانی…
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «چهار بند مخالف» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «چهار بند مخالف» ثبت میکند.

















