گفتم بمان، نماند… اثر یغما گلرویی


کتاب گفتم بمان، نماند…
I Told Her To Stay (But) She Didn'tانتشارات:
دارینوش
نویسنده:
یغما گلرویی
نویسنده:
یغما گلرویی
قیمت:
150,000
10٪
135,000
قیمت:
150,000
10٪
135,000
معرفی کتاب گفتم بمان، نماند…
گاهی یک جمله کوتاه، تمام فاصله میان خواستن و از دست دادن را در خود جای میدهد. «گفتم بمان، نماند…» نخستین مجموعه شعر یغما گلرویی است؛ کتابی که از دل خواهش، دلتنگی و گفتوگویی عاطفی با غیاب شکل میگیرد و خواننده را به فضای شعرهایی صمیمی، اندوهناک و سرشار از انتظار میبرد.
عنوان کتاب، پیش از آنکه روایتی کامل ارائه کند، یک موقعیت انسانی را پیش روی شما میگذارد: کسی خواسته است دیگری بماند، اما ماندنی در کار نبوده است. همین کشمکش ساده و آشنا، زمینهای برای بیان احساساتی میشود که در زبان روزمره گاهی ناگفتنی میمانند؛ از خواهش و بیقراری تا امیدی که با تلخی فقدان درهم میآمیزد.
درباره کتاب گفتم بمان، نماند…
«گفتم بمان، نماند…» مجموعهای شعرمحور است که در آن، عاطفه و گفتوگو نقش اصلی دارند. عبارتهایی مانند «بیا» و دعوت به کنار هم ماندن، حالوهوای متنی را میسازند که بیش از هر چیز بر رابطه، دوری و نیاز به حضور دیگری تمرکز دارد. در این فضا، شعر نه فقط برای توصیف یک احساس، بلکه برای خطاب کردن، خواستن و نزدیک شدن به مخاطبی غایب به کار میرود.
خواندن این کتاب میتواند تجربهای نزدیک و شخصی باشد؛ زیرا احساسات مطرحشده در آن از جنس موقعیتهایی هستند که بسیاری از افراد در لحظههای جدایی یا انتظار با آنها روبهرو میشوند. خواهش برای ماندن، دعوت به بیگریه گذراندن یک شب و پرسش از اینکه «مگر چه میشود»، همگی نشان میدهند که کتاب بر لحظهای حساس و شکننده تکیه دارد؛ لحظهای که هنوز میل به ادامه رابطه وجود دارد، اما نتیجه آن قطعی نیست.
در این مجموعه، لحن عاطفی با نوعی سادگی و صراحت همراه است. جملهها بهجای فاصله گرفتن از تجربه انسانی، به آن نزدیک میشوند و احساس را بیواسطه به مخاطب منتقل میکنند. از سوی دیگر، عنوان کتاب با سهنقطه پایانی، حس ناتمامبودن را پررنگ میکند؛ گویی گفتوگو هنوز ادامه دارد، پاسخی کامل شنیده نشده و خاطره رفتن همچنان در ذهن باقی مانده است.
اهمیت این کتاب برای خواننده در همین امکان همذاتپنداری و مکث کردن بر احساسات شخصی است. شعرهای آن میتوانند برای مخاطبی جذاب باشند که ادبیات عاطفی را نه در قالب توضیحهای پیچیده، بلکه در شکل خطاب، اعتراف و گفتوگویی نزدیک دنبال میکند. این اثر برای خواندن در سکوت و بازگشت دوباره به جملههایی مناسب است که ممکن است در هر بار خواندن، معنایی احساسی تازه پیدا کنند.
این کتاب را نباید فقط مجموعهای از کلمات عاشقانه دانست. در پسِ درخواست برای ماندن، مسئله انتخاب، رفتن و ناتوانی انسان در نگهداشتن دیگری نیز دیده میشود. با این حال، شعرها بر تحلیل مستقیم این موقعیت اصرار ندارند؛ آنها بیشتر فضای عاطفی آن را زنده میکنند و به خواننده اجازه میدهند جای خود را در این گفتوگوی ناتمام پیدا کند.
نویسنده کتاب گفتم بمان، نماند…
یغما گلرویی شاعر، ترانهسرا، نویسنده، عکاس و مترجم ایرانی است. او در کارنامه خود آثاری در زمینه شعر، ترانه، ترجمه، فیلمنامه و بازسرایی متون دارد. «گفتم بمان، نماند…» در اردیبهشت ۱۳۷۷ بهعنوان نخستین مجموعه شعر او منتشر شد و پس از آن، حدود سی عنوان کتاب از او در حوزههای گوناگون انتشار یافت.
گلرویی در مسیر شعری خود با چهرههایی از ادبیات و فرهنگ دیدار داشته و دیدارش با احمد شاملو در سال ۱۳۷۳ بر علاقه او به ادامه دادن راه شعر اثر گذاشته است. آثاری مانند «خسته شدم»، «رویایی دارم»، «ستاره»، «ضیافت» و «کوچه ملی» از دیگر کارهای او هستند. توجه او به شعر و ترانه، در این مجموعه نیز در قالب زبانی عاطفی و خطابمحور بازتاب پیدا میکند؛ زبانی که احساس را به تجربهای مستقیم و قابل لمس برای خواننده تبدیل میکند.
خرید کتاب گفتم بمان، نماند… به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به مجموعه شعرهای عاشقانه، عاطفی و صمیمی علاقه دارید، «گفتم بمان، نماند…» میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این کتاب بهویژه برای خوانندگانی پیشنهاد میشود که از شعرهایی درباره جدایی، انتظار، خواهش و رابطه انسانی لذت میبرند و ترجیح میدهند با متنی کوتاه و فشرده، وارد فضایی احساسی شوند.
اگر نوشتههایی را میپسندید که با مخاطبی مشخص و غایب سخن میگویند، در این مجموعه با حالوهوایی آشنا روبهرو خواهید شد. همچنین علاقهمندان به شعر و ترانه یغما گلرویی میتوانند این اثر را فرصتی برای شناخت بخشی از مسیر شعری او بدانند. در نهایت، این کتاب برای کسانی مناسب است که از خواندن شعر در خلوت، مرور خاطرات عاطفی و دنبال کردن گفتوگوهای ناتمام ادبی لذت میبرند.









