آدمها در گذر زمان اثر ماسیمو بونتمپلی
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند


کتاب آدمها در گذر زمان
Gente nel tempoانتشارات:
قطره
نویسنده:
ماسیمو بونتمپلی
نویسنده:
ماسیمو بونتمپلی
مترجم:
ماندانا قهرمانلو
مترجم:
ماندانا قهرمانلو


کتاب آدمها در گذر زمان
Gente nel tempoانتشارات:
میردشتی
نویسنده:
ماسیمو بونتمپلی
نویسنده:
ماسیمو بونتمپلی
مترجم:
ماندانا قهرمانلو
مترجم:
ماندانا قهرمانلو
معرفی کتاب آدمها در گذر زمان
در سال ۱۹۰۰، در شهر کوروناتا، مادربزرگ بزرگ و مقتدر خانواده بر بستر مرگ افتاده است. آدمها در گذر زمان از همین لحظه آغاز میشود؛ از جایی که یک وداع خانوادگی به پرسشی سنگین درباره سرنوشت و پایان زندگی تبدیل میشود. مادربزرگ پیش از مرگ، نوادگانش را از کوتاه بودن عمرشان باخبر میکند و سایهای از بیم و انتظار بر زندگی خانواده میاندازد.
ماسیمو بونتمپلی در این رمان، داستان خانوادهای را روایت میکند که اعضایش میان میل به دانستن آینده و نیاز به بیخبری از آن گرفتار شدهاند. آیا مرگهای پیدرپی نتیجه پیشگویی مادربزرگ است یا زنجیرهای از اتفاقهای تصادفی؟ این پرسش، مسیر روایت را شکل میدهد و خواننده را به تأمل درباره اختیار، تقدیر و ناپایداری زندگی دعوت میکند.
درباره کتاب آدمها در گذر زمان
ماجرا با حضور مادربزرگ در واپسین لحظات زندگیاش پیش میرود؛ زنی که برای خداحافظی، دفتر اسناد رسمی، پزشک، کشیش، پسر، عروس و دو نوهاش را فرا میخواند. او در همان دیدار، نهتنها با نزدیکانش وداع میکند، بلکه مرگ قریبالوقوع آنان را نیز به یادشان میآورد. چنین سخنی برای خانواده، بهخصوص برای پسرش، آرامش پایان زندگی را به اضطرابی ماندگار تبدیل میکند.
پسر کوچکتر سالها پیش خانه را ترک کرده و احتمال داده میشود که مرده باشد. پسر بزرگتر ازدواج کرده و دو دختر به نامهای نورا و دیرچه دارد. پنج سال پس از مرگ مادربزرگ، پدر خانواده از دنیا میرود و پنج سال بعد مادر نیز میمیرد. تکرار این فاصله زمانی، خانواده و خواننده را با این احتمال روبهرو میکند که پیشگویی پیرزن در حال تحقق است؛ با این حال، امکان تصادفی بودن رویدادها همچنان باقی میماند.
کشمکش اصلی کتاب فقط ترس از مرگ نیست؛ مسئله این است که دانستن زمان یا نزدیک بودن مرگ، چگونه نگاه انسان به زندگی را تغییر میدهد. شخصیتها از یک سو میخواهند سرنوشت خود را بفهمند و از سوی دیگر، میدانند که آگاهی از آینده میتواند آزادی و آرامششان را محدود کند. همین دوگانگی، فضای رمان را میان انتظار، اضطراب، کنجکاوی و میل به رهایی نگه میدارد.
نویسنده از این موقعیت خانوادگی، روایتی خیالپردازانه و در عین حال مرتبط با تجربه انسانی میسازد. مرگ در این داستان فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ حضوری است که پس از مرگ مادربزرگ نیز بر تصمیمها، ترسها و روابط بازماندگان اثر میگذارد. سایه طولانی مادر، برای پسرش یادآور نفوذی است که حتی مرگ هم نمیتواند بهسادگی آن را از میان بردارد.
آدمها در گذر زمان رمانی درباره فناناپذیری خواستههای انسانی، محدودیت عمر و دشواری مواجهه با امر قطعی مرگ است. روایت، بهجای ارائه پاسخی ساده برای نسبت میان پیشگویی و تصادف، این تردید را زنده نگه میدارد. از همین رو، خواننده با داستانی روبهرو میشود که هم پیگیر سرنوشت یک خانواده است و هم او را به بازاندیشی درباره میل همیشگی انسان به دانستن آینده وادار میکند.
نویسنده کتاب آدمها در گذر زمان
ماسیمو بونتمپلی نویسندهای ایتالیایی است که در آدمها در گذر زمان، با تکیه بر موقعیتی خانوادگی و پیشگویی مادربزرگ، به سراغ پرسشی همیشگی درباره وضعیت انسان میرود. تمرکز او بر مرز باریک میان دانستن و ندانستن است؛ مرزی که شخصیتها را از آرامش معمول دور میکند و زندگی روزمرهشان را به انتظار نشانههای بعدی پیوند میزند.
رویکرد بونتمپلی در این کتاب، تلفیق فضای خانوادگی با نگاه خیالپردازانه به زندگی و مرگ است. او بهجای آنکه سرنوشت شخصیتها را تنها به شکل مجموعهای از حوادث نشان دهد، اثر روانی پیشگویی را نیز دنبال میکند: ترسی که در ذهن باقی میماند، تصمیمها را تحت تأثیر قرار میدهد و رابطه انسان با آینده را پیچیده میکند. این رمان نخستینبار در سال ۱۹۳۶ منتشر شده است.
خرید کتاب آدمها در گذر زمان به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به رمانهایی درباره خانواده، مرگ، پیشگویی و تأثیر باورها بر زندگی انسان علاقه دارید، آدمها در گذر زمان میتواند انتخابی متناسب با سلیقه شما باشد. این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که از داستانهایی با فضای رازآلود و تأملبرانگیز لذت میبرند و دوست دارند در کنار دنبال کردن سرنوشت شخصیتها، درباره معنای تقدیر و نقش تصادف نیز فکر کنند.
این رمان همچنین برای کسانی جذاب است که روایتهای خانوادگی را با لایهای فلسفی و انسانی میپسندند. انتظار شما از کتاب باید داستانی باشد که پاسخهای قطعی را بهسرعت آشکار نمیکند، بلکه تردید را به بخشی از تجربه خواندن تبدیل میسازد. در نهایت، اگر میخواهید اثری درباره میل به دانستن آینده و ترس از آگاهی درباره مرگ بخوانید، این رمان شما را با پرسشی ماندگار همراه خواهد کرد: آیا دانستن سرنوشت، زندگی را روشنتر میکند یا آرامش آن را از بین میبرد؟












