ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد اثر رضا کاظمی (۱۳۴۹)
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند


کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد
انتشارات:
نیماژ
نویسنده:
رضا کاظمی (۱۳۴۹)
نویسنده:
رضا کاظمی (۱۳۴۹)
قیمت:
80,000
10٪
72,000
قیمت:
80,000
10٪
72,000
معرفی کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد (داستانهای کوتاه کوتاه)
گاهی یک نگاه، یک حرکت کوچک یا چند کلمه کافی است تا تمام سنگینی یک موقعیت انسانی آشکار شود. کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد (داستانهای کوتاه کوتاه) نوشته رضا کاظمی، مجموعهای داستانی است که با تمرکز بر لحظههای فشرده و تأثیرگذار، خواننده را به تماشای بخشی از زندگی آدمها میبرد؛ لحظههایی که در آنها عاطفه، رنج، فقدان و مسئولیت انسانی در کنار هم قرار میگیرند.
این اثر سومین کتاب داستان رضا کاظمی است و ۴۴ داستان بسیار کوتاه یا داستانک را در کنار دو داستان بلندتر ارائه میکند. تنوع اندازه داستانها، ریتمی متغیر به مجموعه میدهد؛ گاهی با روایتی چند سطری روبهرو میشوید که تصویری کامل در ذهن میسازد و گاهی داستان فرصت بیشتری برای شکلدادن به موقعیت و احساسات شخصیتها پیدا میکند.
درباره کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد (داستانهای کوتاه کوتاه)
دغدغه اصلی این مجموعه، موضوعات اجتماعی و انسانی است. داستانها به موقعیتهایی نزدیک میشوند که در آنها تصمیمها و رفتارهای انسان، پیامدهایی عاطفی و گاه دردناک به همراه دارد. شخصیتها در برابر فقدان، اندوه، رابطه و واقعیتهای دشوار زندگی قرار میگیرند و همین نزدیکی به تجربههای انسانی، فضای کتاب را ملموس و قابل تأمل میکند.
داستانکهای این مجموعه بر لحظهای خاص تمرکز دارند؛ لحظهای که ممکن است در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما با پیشرفتن روایت، لایههای بیشتری از احساس و معنا را آشکار میکند. در چنین ساختاری، حذف جزئیات اضافی اهمیت پیدا میکند و هر تصویر، جمله یا کنش میتواند نقشی اساسی در انتقال فضای داستان داشته باشد. خواننده باید به نشانههای کوچک توجه کند و از کنار سکوتها و تغییر حالتها بیتفاوت نگذرد.
در کنار داستانهای بسیار کوتاه، دو داستان بلندتر نیز در کتاب آمدهاند. این دو متن امکان میدهند موقعیتهای داستانی با دامنهای گستردهتر دنبال شوند و روایت، فرصت بیشتری برای پرداختن به روابط و کشمکشهای انسانی داشته باشد. بنابراین مجموعه فقط بر ضربه کوتاه داستانک تکیه نمیکند و میان ایجاز و روایت مفصلتر تعادل ایجاد میکند.
زبان کتاب نسبت به دو کتاب داستان پیشین نویسنده، روانتر و راحتخوانتر توصیف شده است. این ویژگی، ارتباط با متن را آسانتر میکند، اما از اهمیت موضوعات آن نمیکاهد. در واقع، سادگی و روانی زبان کمک میکند توجه خواننده بیشتر بر موقعیتهای انسانی، فضای عاطفی و معنای پنهان در رفتار شخصیتها متمرکز شود.
فضای کتاب را میتوان فضایی عاطفی، اجتماعی و گاه تلخ دانست؛ فضایی که در آن یک خبر، یک دیدار یا یک نگاه میتواند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. عنوان مجموعه نیز تصویری از همین حالوهوای سنگین و مرزی میسازد؛ جایی که امید، اندوه و مرگ در فاصلهای نزدیک از یکدیگر قرار میگیرند. این کتاب برای خوانندگانی ارزشمند است که از داستان کوتاه، روایتهای فشرده و ادبیات انسانمحور لذت میبرند.
نویسنده کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد (داستانهای کوتاه کوتاه)
رضا کاظمی، متولد ۱۳۴۹ در تهران، شاعر، نویسنده و هنرمند است. او تحصیلات خود را در دو رشته مهندسی عمران و طراحی دکوراسیون داخلی دنبال کرده و فعالیت ادبیاش را از سال ۱۳۷۴ در دو زمینه شعر و داستان آغاز کرده است. نخستین کتاب او در سال ۱۳۷۹ و در ژانر ادبیات عاشقانه جنگ منتشر شد.
کاظمی سالها در زمینه شعر کوتاه و بلند عاشقانه در فضای ادبیات جنگ فعالیت کرده و سپس بهصورت حرفهای بر شعر کوتاه آزاد، بهویژه شعر کوتاه کوتاه عاشقانه، تمرکز داشته است. در حوزه داستان نیز به داستان کوتاه علاقهمند است و این مجموعه، نمونهای از توجه او به روایتهای کوتاه، فشرده و اجتماعی به شمار میآید. او از سال ۲۰۰۹ دبیر بخش داستان و خبرنگار بینالمللی یک مجله دوزبانه فارسی ـ آلمانی بوده است.
دو مجموعه شعر او بهعنوان کتاب سال در ادبیات جنگ انتخاب شدهاند و تعدادی از داستانهایش در مسابقات و جشنوارههای داستانی رتبههای قابل توجهی به دست آوردهاند. شعرهای او به زبانهای انگلیسی، آلمانی، روسی، فرانسوی، ارمنی، کردی عراق، عربی و آذری ترجمه شدهاند. کاظمی در زمینههای نقاشی، نقاشیخط، خوشنویسی و کاریکاتور نیز فعالیت داشته است.
خرید کتاب ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد (داستانهای کوتاه کوتاه) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به داستان کوتاه و داستانک علاقه دارید و ترجیح میدهید هر روایت در زمانی کوتاه شما را با یک موقعیت انسانی روبهرو کند، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد. مجموعه برای کسانی جذاب است که ادبیات اجتماعی و انسانی را دنبال میکنند و دوست دارند در روایتهایی فشرده، با احساساتی مانند اندوه، دلبستگی، فقدان و مسئولیت روبهرو شوند.
این کتاب همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که زبان روان و راحتخوان را در داستان میپسندند، اما همچنان انتظار دارند متن، موضوعی جدی و قابل تأمل داشته باشد. اگر از مجموعههایی با روایتهای کوتاه، فضای عاطفی و گاه تلخ، و تمرکز بر جزئیات رفتار آدمها لذت میبرید، ته چشمهاش انگار مرگ دست تکان میداد میتواند تجربهای متناسب با سلیقه شما باشد. از این اثر انتظار داستانهایی موجز، متنوع و انسانمحور داشته باشید؛ روایتهایی که پس از پایان، تصویر یا احساسی در ذهن باقی میگذارند.










