انتشارات حکمت کلمه منتشر کرد:
وقتی که شبانه به خانهاش ریختند، بیهیچ داد و فریاد و مقاومتی
همراه با ماموران از خانه خارج شد. ماشینم را صد متر پایینتر
از خانهشان نگه داشته بودم؛ چقدر مصمم گام برمی داشت؛ با
ماموران سوار ماشین شد؛ امیدوار بودم که حرف بزند و اعتراف
کند و رهایی یابد. یک ماه قبل از دستگیری به یک باره از
زندگیاش ناپدید شدم؛ بیهیچ توضیح و خداحافظی؛ هرجایی
به نظرش میرسید، سراغ مرا میگرفت و پرس و جو میکرد، از
آشنایان، در و همسایه و محل کار جعلی که نشانش داده بودم
و آخرین بار که فهمید اصلا شخصی به نام فریدون سالک وجود
خارجی ندارد، از درون درهم شکست؛ نمیدانست که کار من با
او تمام شده بود؛ زندگی را از او گرفته بودم و حالا…
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











