ناموجود
کتاب شنود: تجربه‌ای نزدیک به مرگ
کد کالا: ۲۰۱۲۱۴

شنود: تجربه‌ای نزدیک به مرگ

قیمت: ۱۳۰۰۰ ۱۱۷۰۰ تومان ۱۰% تخفیف
(۵ از مجموع ۲ نظر)
  • درباره کتاب

  • مشخصات کتاب

  • پرسش و پاسخ

کتاب «شنود»، اثری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است که مانند بسیاری از آثار چاپ شده توسط این نشر، به صورت همکاری گروهی از نویسندگان منتشر شده است و نویسندهٔ اصلی آن مشخص نیست. کتاب‌هایی مانند سه دقیقه در قیامت، بازگشت و… هم به همین طریق توسط نشر مذکور به چاپ رسیده بودند. اما آن کتاب‌ها از یک نظر دیگر هم با شنود ارتباط داشتند و آن چیزی نیست جز مضمون کتاب که درمورد تجربهٔ نزدیک به مرگ، معاد، برزخ و آخرت نوشته شده است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۳۹۹ هجری شمسی به چاپ رسید و از آن تاریخ تاکنون به چاپ هفتم خودش دست یافته است؛ اما اگر بدانیم که شمارگان (یا همان تیراژ) هر بار چاپ کتاب، در حدود بیست هزار نسخه بوده است، به این نتیجه می‌رسیم که فروشی فوق‌العاده زیاد داشته است! نسخهٔ نشر شهید ابراهیم هادی، مشتمل بر ۹۶ صفحه از قطع پالتویی است که با جلدی شومیز به بازار نشر عرضه شده است. نکته‌ای که نشان می‌دهد با کتابی اصطلاحا جمع و جور طرف هستیم؛ اثری که شاید چند ساعت بیشتر وقت شما را نگیرد!

خرید کتاب شنود را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب شنود از این جهت که به زندگی یک نفر می‌پردازد، می‌تواند در حوزهٔ آثار اتوبیوگرافیک(خودزندگی‌نامه‌نوشت) قرار گیرد؛ با این تفاوت که این زندگی‌نامه توسط خود شخص بیان شده و توسط گروهی دیگر پیاده شده و به صورت کتاب جمع‌بندی شده است. به هر حال اگر به دنبال این هستید که مقداری با زندگی بعد از مرگ و مسائل مذهبی مربوط به معاد آشنا شوید، خرید کتاب شنود و مطالعهٔ آن می‌تواند پیشنهادی مناسب برای شما باشد.

موضوع کتاب شنود

بعید است که در طول زندگی خود در ایران به کتابی به نام سیاحت غرب، اثر آقا نجفی قوچانی برخورد نکرده باشید؛ کتابی که در سال ۱۳۱۲ نوشته شده و در سال ۱۳۸۲ یک فیلم سینمایی هم از رویش ساخته شده بود. پس می‌توانیم مدعی شویم که اگر کتاب سیاحت غرب را خوانده باشید و از آن لذت برده باشید، احتمالا با کتاب شنود هم ارتباط خوبی برقرار خواهید کرد. کتاب شنود همان‌طور که تقریبا توضیح دادیم، دربارهٔ زندگی فردی است که مدعی شده جانش را از دست داده و عالم ماورا را تجربه کرده و سپس به دنیای حاضر بازگشته است. او بعد از بازگشت به این دنیا سعی کرده تا خاطرات خودش از مواجهه با عزرائیل، دنیای برزخ، فرشتگان، درک عذاب‌ها و ثواب‌ها و… را برای ما نقل کند. این کتاب به صورت اول شخص مفرد (من راوی) روایت گردیده است و در عین کوتاهی از ۳۴ بخش تشکیل شده است. یکی از مزیت‌های این اثر، برخورداری از حالتی داستان‌گونه است که خاطرات مذهبی فرد مذکور را برای مخاطب به چیزی خواندنی تبدیل خواهد کرد.

آشنایی با نشر و نویسندهٔ کتاب شنود

همان‌طور که در ابتدای اثر گفتیم، مشخص نیست که ما در حال مطالعهٔ خاطرات چه کسی هستیم؛ اما حتی نمی‌دانیم که همین خاطرات هم توسط چه کسانی نوشته شده‌اند و گروه نویسندگان را هم نخواهیم شناخت! پس نمی‌توانیم در این بخش، اطلاعاتی جالب -ولو بسیار اندک- به شما مخاطبان عزیز بدهیم. اما به هرحال، راوی این کتاب -که نمی‌دانیم کیست- می‌گوید یک روز به طور اتفاقی پیامی از کسی دریافت کرده که مدعی بوده کتاب سه دقیقه در قیامت را خوانده است و آن ماجرا بسیار شبیه به ماجرای شخصی خودش است! این راوی به همراه دوستان خود سراغ آن فرد می‌رود که گویا هنوز در بیمارستان بستری بوده است و بعد از چندین جلسه مصاحبه کردن با او، متن سوال‌ها و جواب‌ها را به نحوی داستانی روی کاغذ می‌آورد. او در مقدمه می‌گوید که بعد از این پیاده‌سازی، باز هم تمام مطالب را با آن فرد بازنگری می‌کند و بعد از برخی جرح و تعدیل‌ها کتاب شنود به صورتی که الان هست، درمی‌آید.

بخش‌هایی جذاب از کتاب شنود

تمام دنیا تاریک شد. فقط بالای سرم را می‌دیدم که یک نقطهٔ بسیار روشن در انتهای دالانی می‌درخشید. در همان اتاق کوچک بیمارستان احساس کردم سی متر زیر آب دریا قرار دارم و در تلاشم خودم را به سطح آب برسانم! خورشید را همانند قبل، مثل یک گوی یا دالان نورانی بر روی آب می‌دیدم و می‌کوشیدم به سویش بروم. با تلاش می‌خواستم به سطح آب برسم که صداهای مبهمی به گوشم خورد. صدای مادربزرگ مرحومم را کامل شناختم که از شخص نامعلومی می‌پرسید هنوز وقتش نشده که فلانی بیاد؟ دیگری می‌گفت الان میاد پیش ما و… بعد صدای همهمه‌ای آمد که گویی تعداد زیادی در آن سوی نور منتظر من هستند! من صدای گفتگویی از اموات فامیل را می‌شنیدم. دکتر منتظر جواب آزمایش‌ها بود و هنوز هیچ دستگاهی برای بررسی وضعیت به من وصل نشده بود. دیگر دردی را حس نمی‌کردم. حتی دیگر صدای تپش قلبم را هم نمی‌شنیدم و راحت راحت شده بودم. در همین حین که تلاش می‌کردم به سطح آب بیایم، احساس کردم سینه‌ام سنگین شد! گویی که یک بار سنگین چند تنی را روی آن قرار داده‌اند…
به یکباره دیدم پیرمردی بسیار نورانی و مهربان که نمی‌توانم زیبایی چهره و محبتش را وصف کنم، با فاصلهٔ کمی روی سینه‌ام نشسته! با مهربانی به من لبخند زد و گفت: می‌خواهی با من بیایی؟ آمده‌ام جان تو را بگیرم، آماده هستی؟ من که وحشت تمام وجودم را گرفته بود، مات و مبهوت نگاهش کردم. مثل نگاه ملتمسانهٔ یک دانش‌آموز در سر جلسهٔ امتحان، وقتی امتحان تمام شده و او هنوز هیچ جوابی ننوشته است. به خودم قوت قلب دادم و گفتم: بد نیست همراهش بروم. من که در زندگی خیلی کارهای مهم و خوب کرده‌ام و آدم خیلی خوبی بوده‌ام. برای همین دستانم را به سمت حضرت عزرائیل دراز کردم تا مرا همراهش ببرد. خیلی خیالم از خودم راحت بود. به خودم اعتماد داشتم و مطمئن بودم به بهشت خواهم رفت!
آنجا می‌دیدم که تمام قدرت دست خداست و قدرت‌های دنیایی در برابرش هیچ هستند. اگر من در راه انجام وظایفم، نیت الهی خودم را حفظ می‌کردم، خداوند هم اگر به صلاح من بود، از خزانهٔ غیبی خودش، مشکل مرا برطرف می‌کرد. من می‌دیدم که برخی کارهای الهی‌ام چه‌قدر در حل مشکلات دنیایی‌ام تاثیر داشت و حسرت می‌خوردم که چرا تمام کارهایم، حتی ساده‌ترین کارهای زندگی روزمره را با نیت الهی انجام نداده‌ام؟
نام کامل کتاب شنود: تجربه‌ای نزدیک به مرگ
تعداد صفحه ۹۶
قطع پالتویی
نوع جلد شومیز
وزن ۸۰ گرم
شابک ۹۷۸۶۲۲۷۱۶۹۱۵۷
به این کالا امتیاز دهید