شیشه بودم، شکستم… اثر زهرا نوری
انتشارات اشراقی منتشر کرد:
ترنم و نگار دو نوجوان پر شر و شورند با هزار آرزو و رؤیا که برای آینده دارند ولی زندگیشان با اشتباهی کودکانه به تباهی میرود. نگار جانش را میبازد و ترنم چندین سال با پیامدهای اشتباهشان زندگی میکند. زندگیای که تمامش را ترس، یأس، ناامیدی و بیاعتمادی فراگرفته و هرچه اطرافیانش تلاش میکنند، نمیتوانند او را به زندگی برگردانند. تا اینکه با ورودش در یک گروه تئاتر روزنههایی از امید و اعتماد برایش نمایان میشود. زندگی با تلنگرهایی او را مجبور میکند که برای یک زندگی عادی تلاشی جدی پیشه کند، و این داستان تلاشهای ترنم و اطرافیانش برای رسیدن به آن زندگی نرمال را روایت میکند. در این راه مشکلات زیادی را باید تحمل کنند و باید دید اصلاً میتوان به این مشکل غلبه کرد یا تلاششان بیهوده است؟!
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «شیشه بودم، شکستم…» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «شیشه بودم، شکستم…» ثبت میکند.
















