لالایی درد اثر لوئیز گلاک


کتاب لالایی درد
American Poetryگزیدهای از بهترین شعرهای لوییزگلیکقیمت:
350,000
10٪
315,000
قیمت:
350,000
10٪
315,000
انتشارات سرزمین اهورایی منتشر کرد:
تابستان
روزهای آغازین خوشحالیمان را به یاد میآورم
چقدر قوی، چقدر مبهوت عشق بودیم ما،
تمام روز دراز میکشیدم، سپس تمامی شب در تختی باریک
آنجا میخوابیدیم، غذا هم میخوردیم: تابستان بود،
انگار همه چیز به یکباره رسیده شده بودند.
از گرمای شدید کاملا برهنه دراز کشیده بودیم
گه گاه بادی میوزید و بیدی پنجره را نوازش میکرد.
اما ما در حال خودمان گمشده بودیم، حسش نمیکردی؟
تخت مثل قایق بود؛
حس میکردم از طبیعتمان بسیار دور میشدیم،
به سمت مکانی که چیزی برای کشف شدن نداشت.
اول آفتاب، بعد ماه، تکه تکه،
از لابه لای بید میدرخشیدند.
چیزهایی که همه میتوانستند ببینند.
بعد دایرهها تنگتر شد. شبها آرام آرام سرد شدند؛
برگهای آویزان بید
زرد شدند و ریختند. و در درون هر دوی ما
انزوایی عمیق شروع شد، هرچند هرگز دربارهاش صحبت نکردیم،
از غیبت پشیمانی.
ما دوباره هنرمند شدیم، شوهرم.
ما میتوانستیم سفر را از سر بگیریم.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:












