پریزادهام اثر شبنم سعادتی
انتشارات شقایق منتشر کرد:
اشکی از گوشهٔ چشمم چکید. چقدر دلم میخواست سر روی شانهاش بگذارم. عمیقا پلک روی هم بفشارم و رایحهٔ خوشایندش تا ته ریههایم نفوذ کند، اما شدنی نبود. میترسیدم… میترسیدم غرق آن ابعاد دوست داشتنی شوم. باز هم چشم بگشایم و ببینم نیست و باید چند ماه دیگر با درد نداشتنش زندگی کنم. کاش میشد من هم بدون هیچ واهمه و ترسی مثل خودش دلتنگیهایم را با او قسمت میکردم. ولی مگر میشد؟ تا میآمدم چیزی بگویم رفته بود و ماهها جای خالیاش تکه تکه جانم را به یغما میبرد.





