با تو رفتم بی‌تو بازآمدم اثر منیژه شیخ جوادی

عکس با تو رفتم بی‌تو بازآمدم
عکس با تو رفتم بی‌تو بازآمدم

کتاب با تو رفتم بی‌تو بازآمدم

انتشارات:

پیکان

انتشارات پیکان منتشر کرد:
مجید فقط یک فکر در سر داشت؛ می‌خواست به اوج قله‌ها برسد. از بوی نم خانه‌شان، از خواهر و برادرهای پاپتی‌اش و از سفرهای که تقریبا همیشه خالی بود نفرت داشت.
مادربزرگش، جون جون، به او گفته بود: «ننه، باشه یه روزی که شا بشی، وزیر بشی، وکیل بشی، از بزرگون بشی.» و مجید باور کرد. به اوج قله رسید؛ سلطان بی‌تاج و تختی که بر زمین و زمان فرمانروایی می‌کرد…
اما گدازه‌های سوزان آتشفشانش هستی او و هر آنکه را کنارش بود به خاکستر نشاند. غافل از قلب دیوانه و عاشق کسی که حتی ناله‌های سوزان و اشک‌های گرمش، مانع پرواز مجید نشد.
با درد گفت: «بس است دیگر، برگردیم.»
به سادگی گفت: «نمی توانم. تو برو.»
و دیری نپایید که همه رهایش کردند؛ با تو رفتم، بی‌تو باز آمدم.

منیژه شیخ جوادی
منیژه شیخ جوادی

دیگر آثار این نویسنده

همسایه دیوار به دیوار
من از این فاصله‌ها بیزارم
قفس
جان خسته
با تو رفتم بی‌تو بازآمدم
همخون
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز
نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

مرتب سازی براساس:

شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «با تو رفتم بی‌تو بازآمدم» ثبت می‌کند.

پرسش و پاسخ (0)

پرسش و پاسخ (0)

شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «با تو رفتم بی‌تو بازآمدم» ثبت می‌کند.