عکس چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟
عکس چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟

کتاب چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟

انتشارات متن دیگر منتشر کرد:
روزی روزگاری چهار دوست به نام‌های اسنیف، اسکاری، هم و هاو زندگی می‌کردند. هر روز صبح کفش‌های پیاده روی خودشان را می‌پوشیدند و به دنبال چیزی می‌رفتند که خوشحالشان کند. پنیر جادویی! پنیرهای جادویی خاص بودند چون وقتی پیدا می‌شدند، حس خوبی به آدم دست میداد!
جایی داخل هزارتوی بزرگ بود که سوراخ سنبه‌های زیادی داشت. اسنیف و اسکاری دو موش خیلی باهوش بودند. آنها همیشه جاهایی که رفته بودند را می‌شناختند. بنابراین سراغ جاهای جدیدی می‌رفتند که پنیر ممکن بود آنجاها باشد. اسنیف دماغ بزرگی داشت. بو می‌کشید و می‌فهمید که پنیر کجاست. اسکاری پاهای فرزی داشت. می‌توانست تندتند بدود و سریع به پنیر برسد. هم و هاو هم باهوش بودند. آنها کتاب می‌خواندند و نیز نقشه‌ها را بررسی می‌کردند تا پنیر جادویی را پیدا کنند. او گفت: - بیا این راه رو امتحان کنیم. هم در جواب گفت: - خیلی مطمئن نیستم. هم و هاو نمی‌خواستند در مخفیگاه‌های تاریک گم شوند، بنابراین آرام آرام و قدم به قدم در هزارتو جلو می‌رفتند.

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (0)