اولین اشتباه اثر سندی جونز
انتشارات اریش منتشر کرد:
او با مهربانی به من نگاه میکرد، انگار به من اعتماد کرده بود. برای یک لحظه فکر کردم نمیتوانم با او بد باشم، اما بعد به یاد آوردم که او چه کاری کرده بود و یک دفعه احساس آرامش کردم. هر طور که رفتار کنی، همان طور هم با تو رفتار میشود. او سزاوار هر رفتاری بود.
اعتماد چیز عجیبی است، زمان زیادی طول میکشد تا به دست بیاید در یک ثانیه از بین میرود. او نباید به من اعتماد میکرد، اعتماد کردنش او را نابود کرد.
سندی جونز، نویسنده منتخب باشگاه کتاب ریس ویترسپون و پرفروشترین نیویورک تایمز و نویسنده کتاب زن دیگر با یک داستان خواندنی دیگر آمده است، داستانی درباره یک زن، همسرش و زنی که ظاهرا بهترین دوستش است.
زن: برای آلیس، زندگی از این بهتر نمیشود، با شوهر دومش یک تجارت موفق دو بچه و یک خانه زیبا دارد. شوهرش، آلیس میداند که زندگیاش بهتر میشد، اگر شوهر اولش زنده بود، اما با ورود نیسن به زندگیاش شادی
دوباره به او باز میگردد.
بهترین دوستش؛ توی پستیها و بلندیهای زندگی، آنها در کنار هم هستند و با همدیگر بیرون میروند، آلیس میداند با بودن بت در کنارش، آنها میتوانند هر کاری را با هم انجام دهند، پس وقتی رفتار نیسن تغییر میکند، آلیس بابت مشورت میکند و از او کمک میخواهد، اما خیلی زود آلیس
متوجه میشود که نباید به او اعتماد میکرده…
اولین اشتباهش میتوانست آخرین اشتباهش باشد.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «اولین اشتباه» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «اولین اشتباه» ثبت میکند.











