دایره است اینکه من میبینم اثر فریبا خادمی
معرفی کتاب دایره است اینکه من میبینم
اگر زندگی را سفری میان ماندن و رفتن، عشق و دلکندن و دانستن و ندانستن بدانیم، کتاب دایره است اینکه من میبینم ما را به تماشای همین سفر دعوت میکند. فریبا خادمی در این اثر، زندگی را داستانی میبیند که نه آغاز روشنی دارد و نه پایانی قطعی؛ داستانی که هرچه بیشتر در گوشههای آن سرک بکشیم، پرسشهای تازهتری پیش روی ما میگذارد.
این کتاب برای خوانندهای است که میخواهد به تجربه زیسته، خاطره، غربت و تغییر از زاویهای شاعرانه نگاه کند. عنوان اثر نیز با همین نگاه پیوند دارد: دیدن جهان از محدودهای شخصی و در عین حال گسترده؛ از دریچه چشمانی کوچک که میتوانند شکوهی بزرگ را کشف کنند.
درباره کتاب دایره است اینکه من میبینم
در مرکز این اثر، تأملی صمیمی درباره زندگی قرار دارد؛ تأملی که از اکنونِ راوی آغاز میشود، اما به گذشته و همه گوشههایی میرود که در مسیر زیستن تجربه شدهاند. راوی از چیزهایی سخن میگوید که اکنون میداند و همچنین از بسیاری چیزها که هنوز برایش ناشناخته ماندهاند. همین همنشینی دانستن و ندانستن، به روایت حالوهوایی انسانی و قابل لمس میدهد.
تصویر اصلی کتاب، زندگیای است که مانند صدای بال پرستوها در فصل کوچ، هم آشناست و هم تکرارشونده. با این حال، این آشنایی به معنای بیتفاوتی نیست؛ زیرا هر بار بازگشت به تجربههای انسانی، رنگ و معنای تازهای پیدا میکند. در این روایت، ماندن در کنار رفتن قرار میگیرد، عشق با دلکندن همراه میشود و عظمت جهان از زاویه نگاه موجودی کوچک اما تیزبین دیده میشود.
فضای کتاب خیالانگیز و تأملبرانگیز است. گستره رنگارنگ زمین در جریان سفر آسمانی، گاهی رنگ میبازد و گاهی دوباره رنگ میپذیرد. این تغییر رنگ میتواند تصویری از دگرگونی نگاه انسان باشد؛ نگاهی که با هر تجربه، جهان را به شکل دیگری میبیند. در نتیجه، اثر تنها درباره حرکت از جایی به جای دیگر نیست، بلکه درباره تغییر درونی و معنایی است که در مسیر این حرکت شکل میگیرد.
غربت نیز یکی از محورهای مهم این جهان روایی است؛ غربتی که هم ناگزیر و ناخواسته به نظر میرسد و هم در سطحی دیگر، انتخابی شخصی است. همین دوگانگی، روایت را از یک احساس ساده فراتر میبرد و آن را به پرسشی درباره انتخاب، تعلق و دلکندن تبدیل میکند. خواننده با متنی روبهرو میشود که بهجای ارائه پاسخهای قطعی، او را به مکث و بازنگری در تجربههای خودش دعوت میکند.
ارزش خواندن دایره است اینکه من میبینم در همین نگاه چندلایه نهفته است. کتاب از تجربههایی آشنا سخن میگوید، اما آنها را در ترکیبی از تصویر، احساس و اندیشه بازتاب میدهد. اگر به آثاری علاقه دارید که مرز میان روایت زندگی و تأمل شاعرانه را به شکلی نرم و خیالپردازانه دنبال میکنند، این کتاب میتواند تجربهای آرام، درونی و ماندگار برایتان بسازد.
نویسنده کتاب دایره است اینکه من میبینم
فریبا خادمی شاعر، رماننویس و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون است. او متولد ۱۳۴۴ در تهران و فارغالتحصیل رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. خادمی فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۸۰ با فیلم نغمه آغاز کرد.
تجربه او در شعر، رمان و بازیگری، در نوع نگاه این کتاب نیز بازتابی قابل توجه دارد: توجه به تصویر، احساس، حرکت و لایههای درونی تجربه انسانی. در دایره است اینکه من میبینم، روایت زندگی نه به شکل گزارشی خشک، بلکه در قالب زبانی تصویری و اندیشمندانه دنبال میشود؛ زبانی که میان جهان بیرونی و دریافت شخصی از آن رفتوآمد میکند.
خرید کتاب دایره است اینکه من میبینم به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب را به خوانندگانی پیشنهاد میکنیم که از متنهای شاعرانه، روایتهای دروننگر و آثاری درباره معنای زندگی، عشق، غربت و دلکندن لذت میبرند. اگر دوست دارید کتابی بخوانید که بهجای دنبال کردن سلسلهای از رویدادهای پرشتاب، شما را به تماشای احساسها و تصویرهای ذهنی دعوت کند، دایره است اینکه من میبینم انتخابی متناسب با سلیقهتان خواهد بود.
علاقهمندان به نوشتههایی درباره سفر، کوچ و دوگانگی ماندن و رفتن نیز احتمالاً با فضای این اثر ارتباط برقرار میکنند. اینجا سفر فقط جابهجایی نیست؛ راهی است برای دیدن دوباره خود و جهان. همچنین اگر در دورهای هستید که میخواهید به گذشته، انتخابها و حس تعلق خود فکر کنید، مضمون غربت و نگاه شخصی کتاب میتواند زمینهای برای تأمل فراهم کند.
از این اثر انتظار داستانی پرحادثه یا پاسخهایی نهایی نداشته باشید؛ تجربه اصلی آن در همراه شدن با یک نگاه، تصویر و حس شکل میگیرد. کتاب برای خواندن آهسته و مکث کردن بر جملهها مناسب است؛ اثری که میکوشد از دل تجربهای شخصی، تصویری آشنا از زیستن بسازد و نشان دهد جهان با تغییر زاویه دید، چگونه رنگ میبازد و دوباره رنگ میپذیرد.






