بین دو قلمرو «داستان یک بیماری» اثر سلیکا جواد
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند
کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری»
داستان یک بیماری

کتاب بین دو جهان (مجموعهٔ دالانهای رو به راه)
معرفی کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری»
گاهی زندگی درست در لحظهای که آیندهاش روشن به نظر میرسد، مسیر دیگری پیدا میکند. کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری» روایت صمیمی و تکاندهنده سلیکا جواد از مواجهه با بیماری، جنگیدن برای زنده ماندن و دشواری بازگشت به زندگی عادی است؛ روایتی که از یک رؤیای شغلی در پاریس آغاز میشود و به سفری طولانی میان امید، ترس، درمان و شروع دوباره میرسد.
سلیکا جواد تابستان پس از فارغالتحصیلی از کالج، خود را برای ورود به دنیای واقعی آماده میکرد. او عاشق شده بود و برای دنبال کردن رؤیای خبرنگاری جنگ به پاریس رفته بود؛ اما نشانههایی ساده و در ابتدا قابل چشمپوشی، مانند خارش پاها و خستگی شدید، خبر از بحرانی کاملاً متفاوت میدادند. چند هفته پیش از بیستوسومین سالروز تولدش، تشخیص سرطان خون و احتمال زنده ماندن ۳۵ درصدی، همه تصوراتش از آینده را دگرگون کرد.
درباره کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری»
این کتاب شرح حالی از یک نبرد طولانی با بیماری است؛ نبردی که با خارش آغاز میشود، با خستگی و خوابهای طولانی ادامه پیدا میکند و سرانجام به تشخیص لوسمی میرسد. پس از تشخیص، زندگیای که جواد برای خود ساخته بود از هم میپاشد. او شغل، آپارتمان و استقلالش را از دست میدهد و برای ادامه درمان به نیویورک بازمیگردد. از آن پس، بیمارستان و دورههای درمانی به بخش اصلی زندگی او تبدیل میشوند.
جواد بیشتر چهار سال آینده را در تخت بیمارستان میگذراند و برای زنده ماندن تلاش میکند. شیمیدرمانیهای متعدد، آزمایش بالینی و پیوند مغز استخوان، مسیر درمان را به تجربهای دشوار و فرساینده تبدیل میکنند. با این حال، روایت کتاب فقط درباره درد جسمانی یا مراحل پزشکی بیماری نیست. نویسنده از تغییری میگوید که بیماری در نگاه او به زمان، آینده، استقلال و معنای زندگی ایجاد میکند و نشان میدهد یک تشخیص جدی چگونه میتواند تمام برنامههای یک جوان را به پرسش بکشد.
بخشی از این تجربه در قالب ستونی برای نیویورکتایمز روایت شده است و همین پیوند میان تجربه شخصی و نوشتن، به کتاب حالوهوایی صادقانه و نزدیک میدهد. خواننده با داستانی روبهروست که از جزئیات یک بحران واقعی فاصله نمیگیرد، اما در آن متوقف هم نمیشود. پس از خروج از بخش سرطان و اعلام درمان از سوی پزشکان، مسئله تازهای آشکار میشود: پایان درمان پزشکی، لزوماً پایان مسیر شفا نیست.
عنوان بین دو قلمرو به فاصلهای اشاره دارد که میان زنده ماندن و زندگی کردن شکل میگیرد. جواد ۱۵۰۰ روز را با هدفی روشن سپری کرده بود: زنده ماندن. اما پس از رسیدن به این هدف، با پرسشی دشوار مواجه شد؛ چگونه باید دوباره زندگی کرد؟ ارزش این کتاب در همین بخش از تجربه اوست؛ جایی که روایت بیماری به تأملی درباره شروع دوباره، ساختن آینده و پیدا کردن راهی برای ادامه مسیر تبدیل میشود، بدون آنکه دشواریهای این راه را ساده جلوه دهد.
نویسنده کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری»
سلیکا جواد نویسنده و راوی این خاطرات است و کتاب را از دل تجربه شخصی خود با سرطان خون نوشته است. نقطه قوت روایت او در نزدیک بودن آن به زندگی روزمره و تغییرات ناگهانی آن است: از برنامهریزی برای خبرنگاری جنگ و زندگی در پاریس تا بازگشت به نیویورک، بستری شدن و سپری کردن سالهای درمان. این جابهجایی، تضاد میان آیندهای را که تصور شده بود و واقعیتی را که پیش آمد، بهروشنی نشان میدهد.
او تجربه خود را تنها به لحظه تشخیص محدود نمیکند و به دوره پس از درمان نیز توجه دارد؛ دورهای که در آن، رهایی از بخش سرطان با یافتن شیوهای تازه برای زندگی همراه میشود. زبان روایت، شخصی و بیواسطه است و خواننده را با ترسها، فرسودگی، امید و سردرگمی نویسنده در مسیر بازگشت به زندگی همراه میکند. از این منظر، سلیکا جواد در این کتاب هم از بیماری مینویسد و هم از هویت و آیندهای که باید پس از آن دوباره ساخته شود.
خرید کتاب بین دو قلمرو «داستان یک بیماری» به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به خاطرات واقعی، روایتهای بیماری و زندگینامههایی درباره عبور از بحران علاقه دارید، بین دو قلمرو «داستان یک بیماری» میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. این کتاب برای خوانندگانی جذاب است که میخواهند تجربه یک بیمار را از زاویهای انسانی و شخصی دنبال کنند؛ نه فقط بهعنوان مجموعهای از مراحل درمان، بلکه بهعنوان داستانی درباره از دست دادن، مقاومت و پیدا کردن امکان شروع دوباره.
این اثر همچنین برای کسانی مناسب است که به موضوعاتی مانند سرطان خون، زندگی پس از درمان، معنای بهبودی و دشواری بازگشت به آینده علاقهمندند. روایت سلیکا جواد نشان میدهد زنده ماندن، هرچند هدفی حیاتی و بزرگ است، همیشه آخرین پرسش نیست. گاهی پس از پشت سر گذاشتن بحران، باید دوباره با انتخابها، رؤیاها و شیوه ادامه دادن روبهرو شد.
با خرید این کتاب، انتظار داستانی پرحادثه به معنای معمول آن را نداشته باشید؛ آنچه پیش روی شماست، روایت نزدیک و صادقانه زنی جوان از چهار سال مبارزه با بیماری و دورهای است که پس از درمان آغاز میشود. اگر مطالعه کتابهایی با فضای تأملبرانگیز، عاطفی و واقعگرایانه را میپسندید و میخواهید درباره تفاوت میان درمان شدن و شفا یافتن فکر کنید، این خاطرات میتواند تجربهای ماندگار و قابل تأمل برای شما رقم بزند.












