نبرد در اتاق فرمان اثر ال ریس

عکس نبرد در اتاق فرمان
عکس نبرد در اتاق فرمان

کتاب نبرد در اتاق فرمان

انتشارات:

سیته

نویسنده:

ال ریس

نویسنده:

ال ریس

معرفی کتاب نبرد در اتاق فرمان: چرا مدیران چپ‌ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه‌حل چیست؟

چرا ممکن است مدیران یک سازمان و تیم بازاریابی آن، با وجود هدفی مشترک، در تصمیم‌های مهم مقابل یکدیگر قرار بگیرند؟ کتاب نبرد در اتاق فرمان: چرا مدیران چپ‌ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه‌حل چیست؟ نوشته ال ریس، به همین شکاف فکری می‌پردازد؛ شکافی که میان مدیریت، بازاریابی، خلاقیت و برندسازی شکل می‌گیرد و می‌تواند بر اثربخشی کسب‌وکار اثر بگذارد.

این کتاب تلاش می‌کند اختلاف میان دو شیوه متفاوت نگاه‌کردن به مسائل را روشن کند و مسیر رسیدن به همکاری بیشتر را نشان دهد. در یک سوی این بحث، مدیرانی قرار دارند که تصمیم‌گیری را با استدلال، جزئی‌نگری، قواعد و پردازش اطلاعات دنبال می‌کنند و در سوی دیگر، بازاریاب‌ها و افراد خلاقی هستند که بیشتر به احساس، تصویر، کلیت و ایده‌های تازه توجه دارند.

درباره کتاب نبرد در اتاق فرمان: چرا مدیران چپ‌ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه‌حل چیست؟

موضوع اصلی کتاب، نزاع همیشگی میان مدیریت و بازاریابی است. از نگاه نویسندگان، مدیران ارشد و تصمیم‌گیران سازمانی اغلب با ذهنیتی چپ‌ذهن به مسائل نگاه می‌کنند؛ یعنی بر استدلال، تحلیل جزئیات، استنتاج و نظم تأکید دارند. در مقابل، مدیران خلاقیت، تولیدکنندگان فکر و مدیران ارشد بازاریابی بیشتر به ویژگی‌های راست‌ذهنانه نزدیک‌اند: احساسی، کل‌نگر، تصویری و تا حدی رویایی. این تفاوت، الزاماً به معنای برتری یک گروه بر گروه دیگر نیست، بلکه نشان‌دهنده دو نوع نگاه متفاوت به رشد و رقابت است.

ال ریس و لورا ریس توضیح می‌دهند که هر پدیده، بسته به این‌که از کدام نیمه ذهن بررسی شود، می‌تواند معنایی متفاوت پیدا کند. مدیر ممکن است بر نظم، کنترل و نتیجه قابل سنجش تمرکز کند، در حالی که بازاریاب به تصویر برند، ایده، احساس مخاطب و جایگاه آن در ذهن مردم توجه دارد. وقتی این دو نگاه از یکدیگر فاصله بگیرند، هماهنگی لازم برای پیشبرد فعالیت‌های سازمانی دشوار می‌شود و تصمیم‌های مربوط به برند، رشد و رقابت ممکن است با کشمکش همراه شود.

کتاب برای توضیح این اختلاف، به ۲۵ حوزه می‌پردازد که در آن‌ها دیدگاه مدیران و بازاریاب‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. این حوزه‌ها به خواننده کمک می‌کنند اختلاف میان تفکر تحلیلی و تفکر خلاق را در موقعیت‌های گوناگون بهتر ببیند. نویسندگان همچنین با نمونه‌هایی از برندهایی مانند مک‌دونالد، پپسی و مسترکارت نشان می‌دهند که هر دو رویکرد برای رشد، رقابت و برندسازی اهمیت دارند. بنابراین مسئله، حذف یکی از این دو نگاه نیست؛ بلکه شناخت نیازها، چشم‌اندازها و اولویت‌های متقابل است.

در واقع، نبرد در اتاق فرمان کتابی درباره پیدا کردن مقصر در اختلاف‌های سازمانی نیست. تمرکز آن بر این است که چرا مدیران و بازاریاب‌ها گاهی زبان مشترکی برای گفت‌وگو ندارند و چگونه آگاهی از تفاوت‌های ذهنی می‌تواند به درک بهتر همکاری کمک کند. فضای کتاب میان مدیریت و بازاریابی حرکت می‌کند و موضوعاتی مانند خلاقیت، تصمیم‌گیری، برندسازی، رقابت و یکپارچگی تیم‌ها را در کنار هم قرار می‌دهد.

خواندن این اثر می‌تواند به شما کمک کند هنگام مواجهه با اختلاف میان مدیران و تیم‌های بازاریابی، مسئله را فقط به تفاوت شخصیت‌ها یا سلیقه‌ها محدود نکنید. این کتاب نشان می‌دهد که پشت بسیاری از مخالفت‌ها، اولویت‌ها و شیوه‌های پردازش متفاوتی وجود دارد. با این حال، ارزش هر دو دیدگاه زمانی آشکار می‌شود که در برابر هم قرار نگیرند و برای رسیدن به هدفی مشترک به کار گرفته شوند.

نویسنده کتاب نبرد در اتاق فرمان: چرا مدیران چپ‌ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه‌حل چیست؟

ال ریس از چهره‌های شناخته‌شده حوزه بازاریابی است و این کتاب را با همراهی دخترش، لورا ریس، نوشته است. تمرکز آن‌ها در این اثر بر رابطه میان مدیریت و بازاریابی، تفاوت میان تفکر چپ‌ذهن و راست‌ذهن و تأثیر این تفاوت بر برندسازی و رشد کسب‌وکار قرار دارد.

رویکرد نویسندگان، توضیح موضوع از زاویه‌های مختلف و استفاده از نمونه‌های شناخته‌شده برای ملموس‌ترکردن بحث است. آن‌ها به‌جای ارائه تصویری یک‌طرفه، نقش هر دو گروه را در موفقیت بررسی می‌کنند و بر ضرورت آشنایی مدیران و بازاریاب‌ها با نیازها و اولویت‌های یکدیگر تأکید دارند. از این منظر، کتاب برای خوانندگانی نوشته شده است که می‌خواهند رابطه میان تحلیل مدیریتی و ایده‌پردازی بازاریابی را بهتر بفهمند.

خرید کتاب نبرد در اتاق فرمان: چرا مدیران چپ‌ذهن نمی‌توانند با بازاریاب‌های راست‌ذهن روبه‌رو شوند و راه‌حل چیست؟ به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر در حوزه مدیریت، بازاریابی، برندسازی یا خلاقیت سازمانی فعالیت می‌کنید، این کتاب می‌تواند نگاه دقیق‌تری به اختلاف میان نقش‌های مختلف در یک کسب‌وکار به شما بدهد. مدیران ارشد و تصمیم‌گیران، با خواندن آن با شیوه فکری متفاوت تیم‌های بازاریابی و خلاقیت روبه‌رو می‌شوند و بازاریاب‌ها نیز بهتر می‌توانند منطق تصمیم‌گیری مدیریتی را درک کنند.

این اثر برای دانشجویان و علاقه‌مندان به بازاریابی و مدیریت نیز مناسب است؛ به‌ویژه اگر به موضوعاتی مانند تفکر چپ‌ذهن و راست‌ذهن، رقابت، رشد کسب‌وکار و ساختن برند علاقه دارید. اگر به‌دنبال کتابی هستید که به‌جای تمرکز بر یک بخش از سازمان، رابطه میان اتاق مدیریت و تیم بازاریابی را بررسی کند، نبرد در اتاق فرمان انتخابی مرتبط برای شماست.

از سوی دیگر، خوانندگان کتاب‌های کسب‌وکار که به نمونه‌های واقعی برندها و بررسی تفاوت دیدگاه‌ها علاقه‌مندند، از مثال‌های مک‌دونالد، پپسی و مسترکارت استفاده خواهند کرد. انتظار شما از این کتاب باید مواجهه با تحلیلی درباره دو شیوه فکرکردن و ضرورت نزدیک‌شدن آن‌ها باشد؛ نه حذف تفاوت‌ها، بلکه تبدیل همین تفاوت‌ها به زمینه‌ای برای گفت‌وگو، همکاری و تصمیم‌گیری هماهنگ‌تر در مسیر برندسازی و رشد.

دیگر آثار این نویسنده

۲۲ قانون ابدی بازاریابی
نبرد در اتاق فرمان
جایگاه‌سازی
۲۲ قانون تغییرناپذیر برند
سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی