این هم بهار (داستانهای ۸۶) اثر محمدرحیم اخوت
معرفی کتاب این هم بهار (داستانهای ۸۶)
وقتی نه داستان کوتاه در فضاها و حالوهوای متفاوت کنار هم قرار میگیرند، هر روایت میتواند دریچهای تازه به تجربههای انسانی باز کند. کتاب این هم بهار (داستانهای ۸۶) نوشته محمدرحیم اخوت، مجموعهای است که داستانهای آن، با وجود تفاوت فضای شکلگیری، در یک ویژگی مشترکاند: همه در سال ۱۳۸۶ نوشته شدهاند. این مجموعه برای خوانندهای است که از تنوع در داستان کوتاه و مواجهه با موقعیتهای متفاوت لذت میبرد.
عنوان کتاب، در کنار اشاره به سال نگارش داستانها، حالوهوایی تأملبرانگیز دارد؛ اما این مجموعه قرار نیست تنها یک فضای عاطفی یا یک نوع تجربه را دنبال کند. هر داستان مسیر خود را دارد و همین تفاوت، خواندن کتاب را به تجربهای چندوجهی تبدیل میکند. در این میان، داستان پایانی با عنوان «کلید» تصویری برجسته از سردرگمی، آرزوهای ازدسترفته و جستوجوی خوشبختی ارائه میدهد.
درباره کتاب این هم بهار (داستانهای ۸۶)
این هم بهار مجموعهای از ۹ داستان کوتاه است که هرکدام در حالوهوایی جداگانه نوشته شدهاند. داستانها از نظر فضا با دیگر آثار محمدرحیم اخوت تفاوت دارند و به همین دلیل، کتاب را نمیتوان بر پایه یک موقعیت ثابت یا یک موضوع واحد خواند. تنوع فضای داستانی، به مجموعه ریتمی متغیر میدهد و به خواننده اجازه میدهد با هر روایت، وارد تجربهای تازه شود.
وجه مشترک این داستانها فقط زمان نوشتهشدن آنها نیست؛ قرار گرفتنشان در یک مجموعه، امکان مقایسه میان نگاههای مختلف نویسنده به موقعیتهای انسانی را نیز فراهم میکند. در داستان کوتاه، فرصت برای شرح گسترده و طولانی یک زندگی محدود است؛ بنابراین توجه خواننده به جزئیات هر موقعیت و تغییرهای درونی شخصیتها اهمیت بیشتری پیدا میکند. این کتاب نیز از مسیر همین روایتهای مستقل، تجربههایی متفاوت را پیش روی مخاطب میگذارد.
آخرین داستان مجموعه، «کلید»، بر زنی تمرکز دارد که احساس میکند آرزوهایش را گم کرده است. او زندگی مشترک را بدون عشق پذیرفته و چند سال بعد، تصویری خیالی از خواستههای دستنیافتهاش را در رابطه با مردی دیگر جستوجو میکند. این مرد نیز چندان به رویارویی واقعی با جریان زندگی تمایل ندارد و خوشیها را با نگاهی متکبرانه میبیند.
در «کلید»، مسئله فقط انتخاب میان دو رابطه نیست؛ سردرگمی زنی است که میان زندگی پذیرفتهشده و تصویری که از خواستههای برآوردهنشده خود ساخته، گرفتار شده است. فاصله میان آرزو و واقعیت، پذیرش یک زندگی بدون عشق و تلاش برای یافتن معنایی تازه، به این داستان کشمکشی انسانی میبخشد. روایت، خواننده را به تأمل درباره انتخابها، خودفریبی و تصویری که از خوشبختی میسازیم دعوت میکند؛ بیآنکه تجربه شخصیت را به پاسخی ساده محدود کند.
اگرچه «کلید» آخرین داستان کتاب است، شناخت آن نباید انتظار خواننده را به یک رمان یا روایت دنبالهدار تبدیل کند. این مجموعه بر استقلال داستانها و تفاوت فضای آنها استوار است. در نتیجه، مخاطب باید انتظار مجموعهای متنوع را داشته باشد؛ کتابی که از هر داستان، موقعیتی جداگانه و حالوهوایی متمایز میسازد و در پایان، یکی از پیچیدهترین موقعیتهای عاطفی و روانی خود را پیش میکشد.
نویسنده کتاب این هم بهار (داستانهای ۸۶)
محمدرحیم اخوت در این کتاب، مجموعهای از داستانهای کوتاه را در فضاهایی متفاوت گرد آورده است. همین تفاوت، نشان میدهد که این اثر بر تکرار یک موقعیت یا یک الگوی ثابت بنا نشده است. داستانها در سال ۱۳۸۶ نوشته شدهاند و هرکدام حالوهوای خاص خود را دارند؛ بنابراین خواننده با مجموعهای روبهرو میشود که تنوع روایتهایش بخشی از هویت آن است.
در داستان «کلید»، تمرکز نویسنده بر زنی است که میان تجربه زندگی مشترک بدون عشق، آرزوهای گمشده و جستوجوی تصویری از دستنیافتههایش سرگردان مانده است. پرداختن به چنین موقعیتی، توجه کتاب را به پیچیدگی انتخابهای عاطفی و فاصله میان تصور خوشی و رویارویی واقعی با زندگی معطوف میکند. اخوت در این مجموعه، بهجای ارائه یک فضای یکدست، امکان تجربه چند موقعیت داستانی متفاوت را فراهم کرده است.
خرید کتاب این هم بهار (داستانهای ۸۶) به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب به خوانندگانی پیشنهاد میشود که داستان کوتاه را بهدلیل تنوع موقعیتها و فشردگی روایت دوست دارند. اگر از مجموعههایی لذت میبرید که هر داستان فضای خاص خود را دارد و نمیخواهید در تمام کتاب با یک نوع موقعیت روبهرو باشید، این هم بهار میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد. تفاوت حالوهوای ۹ داستان، امکان خواندن کتاب را در تجربههای جداگانه و متنوع فراهم میکند.
اگر به داستانهایی درباره رابطه، آرزوهای ازدسترفته، انتخابهای عاطفی و فاصله میان خواستههای ذهنی و واقعیت زندگی علاقه دارید، داستان «کلید» توجه شما را جلب خواهد کرد. این اثر برای مخاطبانی مناسب است که از روایتهای صرفاً حادثهمحور انتظار ندارند و ترجیح میدهند در کنار دنبالکردن موقعیت داستانی، به سردرگمیهای شخصیتها و معنای انتخابهایشان نیز فکر کنند.
در نهایت، این هم بهار را میتوان مجموعهای برای خواندن تدریجی و مکثکردن بر تفاوت هر داستان دانست. شما با کتابی روبهرو هستید که ۹ روایت مستقل را در کنار هم قرار میدهد، اما از راه دغدغههای انسانی و توجه به تجربههای عاطفی، میان آنها پیوندی ایجاد میکند. اگر به ادبیات داستانی فارسی و مجموعهداستانهای کوتاه با فضاهای گوناگون علاقهمندید، این کتاب میتواند مخاطب را به خوانشی آرام، متنوع و تأملبرانگیز دعوت کند.











