از وجود به موجود
«از وجود به وجود» اثر مهمی از فیلسوف فرانسوی امانوئل لویناس بهشمار میرود که نخستینبار در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. این کتاب نقطه عطفی در جدایی لویناس از مکتب اگزیستانسیالیسم سنتی محسوب میشود که رویکرد ویژهی او به اخلاق و هستیشناسی را درپی داشت. در این کتاب، او ماهیت وجود و رابطه بین خود و دیگری را مورد بررسی قرار میدهد و بستری برای دیگر مشارکتهای فلسفی خود ایجاد میکند. دیدگاههای لویناس بر مسئولیت اخلاقی در مورد افراد دیگر پافشاری مینماید و خوانندگان را به بازنگری در فهم خویش از وجود توصیه میکند. کتاب «از وجود به وجود» با ترجمهی مسعود علیا و با همت نشر ققنوس چاپ و منتشر شده است.
درباره امانوئل لویناس نویسنده کتاب از وجود به موجود
امانوئل لویناس در سال ۱۹۰۶ در لیتوانی چشم به جهان گشود. او در یک خانواده یهودی رشد کرد و پیشینه فرهنگی و مذهبیاش بر او تاثیر زیادی گذاشت. او در اوایل جوانی به فرانسه مهاجرت کرد تا در دانشگاه استراسبورگ به تحصیل فلسفه مشغول شود، همان جایی که با آثار پدیدارشناسانی نظیر ادموند هوسرل و مارتین هایدگر آشنایی پیدا کرد.
تجربیات لویناس در طی جنگ جهانی دوم سبب شد تا اندیشههای او را به شدت تحت تأثیر قرار دهد، به ویژه هنگامیکه در آلمان به عنوان اسیر جنگی حضور داشت. این تجربیات باعث شد تا او درباره ماهیت رنج و پیامدهای اخلاقی روابط انسانی به تفکر و تامل بپردازد. پس از جنگ، او به استادی دانشگاههای مختلف، از جمله دانشگاه پاریس رسید.
لویناس در سال 1995 درگذشت و میراث مهم و ماندگاری از خود بهیادگار گذاشت که همچنان بر فلسفه معاصر، الهیات و اخلاق تأثیرگذار است.
درباره کتاب از وجود به وجود
در کتاب «از وجود به وجود» لویناس اگزیستانسیالیستی سنتی، به ویژه آثار ژان پل سارتر و مارتین هایدگر به نقد میکشد و در حالی که اگزیستانسیالیسم بر وجود فردی و تجربههای ذهنی بودن اشاره میکند، لویناس بر پیامدهای اخلاقی وجود تمرکز میکند. او استدلال میکند که وجود ممکن نیست در انزوا درک شود؛ بلکه ذاتاً رابطهای بهشمار میرود.
لویناس مفهوم «موجودات» را مورد بررسی قرار میدهد که به موجودات خاص یا موجوداتی اشاره دارد که دنیای ما را دربر گرفتند. او اعتقاد دارد که شناخت ما از وجود تا حدود زیادی با روابط ما با این موجودات بستگی دارد. او میگوید انسان خود یک موجود منزوی بهشمار نمیرود، بلکه از طریق تعاملاتش با دیگران شناخته میشود. این ارتباط سنگ بنای فلسفه لویناس را شکل میدهد، زیرا او این نکته را باور دارد که وظیفه اصلی ما پاسخگویی به نیازهای دیگران بهشمار میرود.
یکی از مطالب کلیدی در این کتاب، مفهوم «دیگری» است. برای لویناس، دیگری تنها یک فرد دیگر محسوب نمیشود؛ بلکه نشاندهنده جنبهای کلیدی از مسئولیت اخلاقی ما بهشمار میرود. رویارویی با دیگری، ما را به درک انسانیت آن فرد و پاسخگویی به نیازهایش دعوت میکند. این رویارویی اخلاقی است که زندگی را مهم و معنادار میکند.
لویناس همچنین تمرکز فلسفی سنتی بر هستی را مورد انتقاد قرار میدهد که معتقد است این مسئله نوعی تفکر کلینگر را بهارمغان میآورد که به یکتایی افراد بیتوجه است. او استدلال مینماید که فلسفه باید اخلاق را بر هستیشناسی اولویت دهد و یادآور میشود که دغدغه اصلی ما باید چگونگی رفتار با دیگران باشد نه مفاهیم انتزاعی بودن.
جملات کتاب از وجود به وجود
«اختیار آگاهی نامشروط نیست. بهعبارتدیگر، اختیاری که شناخت تحقق آن است ذهن را از هر تقدیری رها نمیسازد. این اختیار خودش مرحله و پارهای از نمایش ژرفتری است که نه بین سوژه و ابژهها بلکه بین ذهن و واقعیت هست، که ذهن آن را تقبل میکند، اجرا میشود.»
«فلسفه مدرن لحظه را خوار میشمارد و در آن تنها پندار زمان علمی را میبیند که از هرگونه پویایی، از هرگونه شدن، تهی است. از منطر فلسفه مدرن چنین به نظر میرسد که لحظه تنها در حد ومرز میان دو زمان، بهصورت انتزاع محض وجود دارد.»
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
1
2
3
4
5
۰.۰
پرسش و پاسخ (0)








