انقلاب آرام ایران (سقوط حکومت پهلوی) اثر علی میرسپاسی


کتاب انقلاب آرام ایران (سقوط حکومت پهلوی)
Iran's Quiet Revolutionسقوط حکومت پهلویقیمت:
1,200,000
10٪
1,080,000
قیمت:
1,200,000
10٪
1,080,000
انقلاب 1357 در ایران یکی از آن رویدادهای سرنوشتسازی بهشمار میرود که این کشور تا به امروز از سر گذرانده است. با وقوع انقلاب اسلامی عمر سلسله پهلوی و در راستای آن حکومت پادشاهی چندهزارساله در ایران به پایان رسید و جمهوری اسلامی جایگزین آن شد.
مخالفان شاه او را به غربزدگی و پیادهسازی تجدد غربی در ایران متهم میکردند اما علی میرسپاسی نویسنده کتاب «انقلاب آرام ایران» عقیدهای کاملا متفاوت دارد و این ایراد را به شاه و کارگزاران سلسله پهلوی میگیرد که تجددستیز بودند و به باورهای سنتی و عرفانی گرایش داشتند. این تجددستیزی و غربستیزی راه مخالفان حکومت را هموار کرد و مشروعیتی به باورهای آنها بخشید که در نتیجهی آن انقلاب 1357 رقم خورد.
علی میرسپاسی نویسنده و جامعهشناس ایرانی است که در دانشگاه نیویورک به تدریس مشغول است. او کتاب انقلاب آرام ایران را به زبان انگلیسی منتشر کرده است که در ایران با ترجمه محمدرضا بیگدلی و با کوشش نشر «بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه» به بازار عرضه شده است.
غربزده یا غربستیز؟
میرسپاسی در «انقلاب آرام ایران» ادعا میکند که روشنفکران حکومت پهلوی ضمن آنکه تجددگرایی را وارد جامعه ایران کردند به تجددستیزی نیز پرداختند و در این راه با حکومت همگام شدند. این عقیده تا جایی پیش میرود که نویسنده مخالفت «کورکورانه» با تجدد غربی از سوی حکومت را سبب سقوط آن عنوان میکند و اگر این ادعا را بپذیریم میتوان اینطور گفت که غربستیزی میان مسئولان و مخالفان سلسله پهلوی ماهیت مشترکی بود با هدفی متفاوت.
بر این اساس میرسپاسی میگوید مخالفان با استفاده از اصطلاح غربزدگی سعی میکردند تا سیاستهای حکومت را نقد و محکوم کنند و از آن طرف دستاندرکاران حکومت نیز با بهکارگیری این اصطلاح بهدنبال مشروعیت بخشیدن به سیاستهایشان بودند. در بخشی از کتاب درباره غربستیزی حکومت پهلوی میخوانیم:
«حکومت پهلوی و کارگزاران فرهنگی آن به شکل خصمانهای غربستیز بودند آنها همواره بهشکل ویژهای ارزشها و هنجارهای لیبرال تجددمابانه در ایران را مورد انتقاد قرار میدادند... از خود شاه گرفته تا هنرمندان، نویسندگان، فیلسوفان مختلف و دیگر افراد تقریبا همگی تحصیلکرده غرب بودند و سبک زندگی سکولار و تجددمابانه داشتند، اما غربستیز هم بودند.»
در همین راستا در بهمن 1355 مجلهای با عنوان «بنیاد» از سوی «بنیاد اشرف پهلوی» منتشر میشود و انتشار آن در بیست شماره تا آبان 1357 ادامه پیدا میکند. مقالهها و تحلیلهایی که در این مجله به چاپ میرسید اغلب براساس نقد هرآنچیزی بود که به غرب تعلق داشت. در این نوشتههای منتشرشده، غرب در برابر شرق قرار گرفته بود و از تهدیدها و دشمنیهای فرهنگ و تمدن غرب برای شرقیها سخن به میان میامد و این همان گفتمانی بود که چهرههایی مانند احمد فردید و جلال آل احمد به کار میبردند ولی اینبار هدف آنطور که میرسپاسی ادعا میکند تحکیم و تقویت حکومت پهلوی بود:
«ماهنامه بنیاد عمدتا شامل مطالبی میشد که رویکردی همسو با گفتمان غربزدگی جلال آلاحمد و احمد فردید را منعکس میکرد. ترویج این نوع گفتمانها با ماهیت روشنفکرانه آن هم از طریق مجله عمومی که به شکل گستردهای منتشر و توزیع میشد و تحت حمایت مالی بنیاد اشرف پهلوی نیز قرار داشت، بدون شک بازتابدهندهی نوعی سیاستزدایی نسبت به ایدئولوژی غربزدگی بهحساب میآمد ، بهطوری که ماهنامه بنیاد از این ایدئولوژی سیاستزدایی شده براساس برسازی نوعی روایت مبتنی بر اصالت فرهنگی و به جهت تسلط هر چه بیشتر حکومت پهلوی بهره میبرد.»
موج نو و تجددستیزی
سینمای موج نوی ایران که در سالهای دهه 1340 و 1350 در مسیر غربزدگی قدم بر میداشت جامعهای را بهتصویر میکشید که در آن «شهر» نماد ناروایی و ناپسندی بود و در مقابل روستایی قرار میگرفت که مظهر اصالت و نجابت بهشمار میرفت. در همین مسیر کارگردانانی ظهور کردند که این دیدگاه را نمایندگی میکردند، یکی از آنها مجید محسنی بود که فیلم «بلبل مزرعه» را بر پرده سینما آورد که ژانری روستایی داشت:
«بلبل مزرعه به دلیل موفقیت مالی و تحسین منتقدان به تحکیم ژانر روستایی در سینما کمک کرد. سکانس آغازین فیلم، تهران را مملو از فقر و بزهکاری فزاینده به تصویر کشیده است؛ سارقان با دیدن مرد روستایی در شهر تصمیم میگیرند پول او را بدزدند، اما مرد روستایی با اثبات هوشیاری خود نقشه دزدها را نقشبرآب میکند.»
«آقای هالو» که اثری از داریوش مهرجویی بهشمار میرود نیز یکی از آن فیلمهایی است که در آن جامعهی شهری آشفته و پرهیاهو به تصویر کشیده شده است اما روستا نماد ارامش و شرافت محسوب میشود. در این فیلم با مردی روستایی با خاستگاهی سنتی روبهرو میشویم که با عزیمت به شهر با رویدادهایی روبهرو میشود که چهره نابههنجار و بیرحم شهری را که حاصل مادیگرایی است نشان میدهد.
مرد روستایی عاشق زنی روسپی بهنام مهری میشود و از او میخواهد تا کارش را رها کند و به ازدواج با او جواب مثبت دهد. اما زن پیشنهاد مرد را رد میکند و معشوقه یک مرد ثروتمند شهرنشین میشود. مرد در ادامه با معشوقه مهری که کویا نمادی از پلیدی شهر است گلاویز میشود و سخت کتک میخورد و سرانجام به روستایش باز میگردد.
فرهنگ انتقامجویی و ظلمستیزی نیز از مشخصههای سینمای موج نو بهشمار میآمد که در این زمینه دو فیلم قیصر و تنگسیر که به ترتیب آثاری از مسعود کیمیایی و امیر نادری محسوب میشوند نمونههای مهمی بهشمار میروند که در آن قهرمانان داستان خود به تصفیه حساب شخصی دست میزنند و اجرای عدالت را به دولت واگذار نمیکنند.
رد پای غربستیزی در «به سوی تمدن بزرگ»
در بخش دیگر کتاب «انقلاب آرام ایران» نویسنده به کتاب «به سوی تمدن بزرگ» اشاره میکند که با اینکه نوشتهای از محمدرضا شاه پهلوی است اما از قول هویدا آورده شده که نویسنده اصلی کتاب شجاعالدین شفا، مسئول امور فرهنگی دربار و رییس کتابخانه ملی بوده است. در این کتاب تجدد غربی مورد نکوهش قرار گرفته است و جوامع غربی به نقد کشیده میشوند:
«مطالب کتاب بیشتر انتقادها را متوجه غرب متجدد کرده است، بهطوریکه ریشههای رنجشهای تجددمابانه را چنین تشریح میکند: «علت اصلی شرایط ناسالم اجتماعی و اقتصادی در بسیاری از جوامع توسعهیافته امروزی ناشی از رفاه و آسایش بیش از حد افرادی است که تمایلی به فداکردن منافع خصوصی خود به نفع جامعه ندارند.»
شاه جامعه جهانی را تبعیضآمیز و غیرعادلانه بهشمار میآورد و ادامه این مسیر را برخلاف شرافت میداند. او وضع اقتصادی و اجتماعی جوامع را ناسالم تلقی میکند و میگوید که جوامع به سبب پیگیری رفاه افراطی و عدم فداکردن منافع فردی به سود منافع جمعی در کاهشدادن این نابهسامانی ناکام ماندهاند.
جمعبندی
انقلاب ۱۳۵۷ با گفتمان غربستیزانه که طی سالیانی متمادی مخالفان و موافقان حکومت پهلوی آن را تبلیغ میکردند به پیروزی رسید. شاه و کارگزاران حکومت پهلوی با بهکارگیری چنین گفتمانی هدف متفاوتی را دنبال میکردند اما جوششی که در سال ۵۷ شکل گرفت پیش از همه گریبانگیر حاکمیت شد و اینطور به نظر میرسد که مسئولان حکومتی بیشتر قربانی تناقضی شدند که در برخورد با غرب به کار گرفته بودند.
علی میرسپاسی در کتاب «انقلاب آرام ایران» نگاه و رویکرد جدیدی درباره انقلاب به خواننده ارائه میکند و در کنار نقدهایی که به این کتاب میشود گرفت میتوان آن را اثری قابل توجه در حوزه مطالعات تاریخ معاصر بهشمار آورد.



















