دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود اثر رومن پوئرتولاس


کتاب دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود
The Little Girl Who had Swallowed a Cloud as Big as the Eiffel Towerانتشارات:
ققنوس
نویسنده:
رومن پوئرتولاس
نویسنده:
رومن پوئرتولاس
مترجم:
ابوالفضل الله دادی
مترجم:
ابوالفضل الله دادی
قیمت:
180,000
10٪
162,000
قیمت:
180,000
10٪
162,000
معرفی کتاب دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود
اگر یک کودک بتواند ابری به بزرگی برج ایفل را ببلعد، این اتفاق فقط آغاز یک ماجرای عجیب است، نه پایان آن. رمان «دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود» نوشته رومن پوئرتولاس، داستانی خیالانگیز، طنزآمیز و تأملبرانگیز است که از دل یک پیشفرض سورئال، به پرسشهایی جدی درباره زندگی، امید، هویت و تعلق میرسد.
در مرکز این روایت، دختر جوانی به نام اقبال قرار دارد؛ دختری که از همان لحظه تولد در بیمارستان بستری بوده و با وجود محدودیتهای جسمی، رؤیای رفتن به دنیای بیرون و چیدن ستاره از آسمان را در سر دارد. بلعیدن آن ابر عظیم، مسیر زندگی او را به سفری باورنکردنی تبدیل میکند؛ سفری که هم به جهان بیرون راه دارد و هم به اعماق خیال و خواستههای او.
درباره کتاب دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود
رمان با پیوند زدن فانتزی و واقعیت، ماجرای کودکی بیمار را به تجربهای انسانی و گسترده تبدیل میکند. اقبال در جهانی غیرعادی حرکت میکند و با شخصیتها و موقعیتهایی روبهرو میشود که هرکدام بخشی از پیچیدگی جامعه و زندگی انسان را آشکار میکنند. برخی از این برخوردها شگفتانگیز و عجیباند و برخی دیگر، سویههای تاریکتر وجود آدمی و دشواریهای زیستن در جهانی ناآشنا را نشان میدهند.
در بخش دیگری از داستان، یک گردشگر فرانسوی هنگام سفر دچار عود آپاندیس میشود و چند روزی هماتاق اقبال در بیمارستان است. این هماتاقی، رابطهای مهم در مسیر روایت شکل میدهد؛ اما دود کوههای آتشفشانی فعال، پرواز هواپیماها را لغو میکند و گردشگر را برای بازگشت دوباره نزد دخترک به انجام کارهایی عجیب وادار میسازد. همین موقعیت، فضای داستان را میان طنز، ماجراجویی، دلهره و احساس جابهجا میکند.
ابر در این رمان فقط یک عنصر خیالی نیست. این پدیده بزرگ و ناممکن میتواند تصویری از بارهایی باشد که انسانها بیآنکه همیشه از آن آگاه باشند، با خود حمل میکنند؛ بارهایی از جنس ترس، آرزو، تنهایی، مسئولیت و رؤیا. اقبال از طریق این ابر، هم جهان پیرامون خود را بهتر میبیند و هم به قلمرو درونی تخیل و عمیقترین خواستههایش نزدیک میشود.
رومن پوئرتولاس از نگاه کودکانه برای ایجاد تضادی اثرگذار استفاده میکند: روایت از یک سو ساده، پاک و سرشار از شگفتی است و از سوی دیگر، با موضوعاتی سنگین مانند مهاجرت، بیگانگی، فقر، برخورد فرهنگها و رنج کودکان بیمار روبهرو میشود. زبان شیرین و طنزگونه، این مسائل را پنهان نمیکند؛ بلکه اجازه میدهد خواننده با فاصلهای خیالانگیز، دوباره به واقعیتهای دشوار نگاه کند.
این کتاب درباره امیدی است که در محدودترین شرایط هم از بین نمیرود. بیمارستان، بیماری و نزدیک بودن مرگ، در کنار رؤیای آسمان و ستارهها قرار میگیرند تا نشان دهند خیال چگونه میتواند به شیوهای برای شناخت جهان و تاب آوردن در برابر دشواریها تبدیل شود. داستان از خواننده میخواهد درباره کودکانی فکر کند که در بیمارستانهای کشورهای مختلف، با قلبی امیدوار با بیماری و مرگ دستوپنجه نرم میکنند.
فضای اثر همزمان بازیگوش و عاطفی است. اتفاقهای نامتعارف، برخوردهای سورئال و ماجراجویی اقبال، روایت را سرگرمکننده نگه میدارند؛ در حالی که لایههای اجتماعی و انسانی آن، داستان را به اثری برای تأمل درباره رؤیاها، هویت و نیاز انسان به تعلق تبدیل میکنند. به همین دلیل، خوانندگان نباید انتظار یک فانتزی ساده را داشته باشند؛ این رمان خیال را به ابزاری برای دیدن مسائل واقعی زندگی بدل میکند.
نویسنده کتاب دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود
رومن پوئرتولاس، نویسنده فرانسوی این رمان، در داستانپردازی خود به موضوعات انسانی و اجتماعی توجه دارد و در این اثر نیز طنز و خیال را در کنار دغدغههای جدی قرار میدهد. او بهجای ارائه روایتی مستقیم و خشک، خواننده را از مسیر ماجرایی غیرممکن به سوی پرسشهایی درباره مهاجرت، هویت، بیگانگی، امید و تعلق میبرد.
شیوه پوئرتولاس بر ایجاد تعادل میان معصومیت نگاه کودکانه و عمق مسائل انسانی استوار است. شخصیتهای گوناگون و برخوردهای غیرمنتظره، به او امکان میدهند جامعه را از زاویهای متفاوت بررسی کند. نتیجه، روایتی است که هم تخیل را فعال میکند و هم خواننده را به دیدن رنجها و آرزوهای انسانهایی وامیدارد که در شرایط دشوار، همچنان به آینده فکر میکنند.
خرید کتاب دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به رمانهای فانتزی و سورئال علاقه دارید که در پسِ اتفاقهای عجیب، مسائل اجتماعی و انسانی را بررسی میکنند، این کتاب میتواند انتخابی مناسب برای شما باشد. همچنین اگر از داستانهایی با نگاه کودکانه، فضای بیمارستان، ماجراهای غیرمنتظره و طنزی آمیخته با احساس لذت میبرید، در مسیر اقبال با روایتی متفاوت روبهرو خواهید شد.
این اثر برای خوانندگانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت، تعلق، برخورد فرهنگها و وضعیت کودکان بیمار اهمیت میدهند، اما نمیخواهند این مفاهیم را در قالبی کاملاً واقعگرایانه و سنگین دنبال کنند. پوئرتولاس این موضوعات را در بستری از خیال و ماجراجویی مطرح میکند تا تجربه خواندن، هم شیرین و سرگرمکننده باشد و هم ذهن را درگیر کند.
در نهایت، «دخترکی که ابری به بزرگی برج ایفل را بلعیده بود» برای کسانی مناسب است که از رمانهایی با ترکیب طنز، فانتزی و عمق احساسی استقبال میکنند؛ آثاری که پس از پایان ماجرا، پرسشهایی درباره رؤیاهای انسان، بارهایی که حمل میکند و معنای یافتن جای خود در جهان باقی میگذارند.














