خرسک هوشیار اثر علاء جعفری
انتشارات حدیث نینوا منتشر کرد:
عصر یک روز تابستان، خرس کوچولو کنار مادرش در حیاط خانه نشسته بود. و از روز جمعه لذت میبرد. آرامش، فضا را فرا گرفته بود و درخت بلند روی حیاط گِرد سایه انداخته بود.
خرس بزرگ گفت: نظرتان چیست در چمنزارها و رودخانههای جنگل به گردش برویم و هوای خنک استشمام کنیم و از مناظر دل انگیز لذت ببریم؟ مادر گفت: من الان غذا را در سبد میگذارم تا با خودمان ببریم و زیرانداز و پکنیک هم برای گرم کردن غذا میآورم.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «خرسک هوشیار» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «خرسک هوشیار» ثبت میکند.





















