بوبی بیخیال اثر علاء جعفری
انتشارات حدیث نینوا منتشر کرد:
آن روز، روز تازهای از روزهای گلزار زیبای ما بود. لبخند خورشید همه جای گلزار و لانهها را روشن کرده بود. در مدرسه، معلم به دانش آموزان گفت: عزیزانم! گوش کنید. میخواهم خبر مهمی به شما بدهم. همه با توجه به معلم گوش دادند. معلم ادامه داد: امروز دندانپزشک به مدرسهٔ ما میآید تا دندانهای شما را معاینه کند و از سالم بودن آنها مطمئن شود. خواهش میکنم موقع معاینهٔ دکتر نظم و آرامش را حفظ کنید.
نظرات کاربران(0)
نظرات کاربران(0)
۰.۰
0.0
از 0 امتیازنظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
مرتب سازی براساس:
شما اولین نفری باشید که نظر خود را درباره «بوبی بیخیال» ثبت میکند.
پرسش و پاسخ (0)
پرسش و پاسخ (0)
شما اولین نفری باشید که پرسش خود را درباره «بوبی بیخیال» ثبت میکند.





















