انتشارات حدیث نینوا منتشر کرد:
در یکی از درختهای شکوفه لانهٔ زیبایی است که در آن کبوتر بنفشی زندگی میکند و به دور گردنش حلقهٔ زردی است. او یک جوجهٔ کوچک و دوست داشتنی دارد که شبیه خودش است. جوجه کبوتر کیف گرد خود را کول کرده و آمادهٔ رفتن به مدرسه است. اما قبل از این که برود مادرش صدایش زد:
- عزیزم! بیا صبحانه بخور. جوجه کبوتر با لجبازی جواب داد: - مامان! خودت میدانی که من هیچ وقت صبحانه نمیخورم.
محصولات مشابه
نظرات کاربران(0)
مرتب سازی براساس:
نظرتون برامون مهمه!
1
2
3
4
5
۰.۰
0.0
از 0 امتیازپرسش و پاسخ (0)











