دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!» اثر آر. ال. استاین
2 ناشر این کتاب را چاپ کردهاند


کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!»
قیمت:
199,000
10٪
179,100
قیمت:
199,000
10٪
179,100


کتاب دختری که هیولا گریه میکرد
سایه وحشت ۲۶معرفی کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!»
اگر روزی هیولایی واقعی را ببینید، اما هیچکس حاضر نباشد حرفتان را باور کند، چه کار میکنید؟ کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!» نوشته آر. ال. استاین، داستانی ترسناک و سرگرمکننده درباره همین موقعیت عجیب است؛ داستانی که در آن مرز میان خیالپردازیهای یک دختر دوازدهساله و واقعیتی فراطبیعی، کمکم محو میشود.
لوسی قهرمان این داستان، عاشق ساختن و تعریف کردن قصههایی درباره هیولاهاست. او آنقدر برای برادر کوچکترش، رندی، و دوستان او داستانهای ترسناک گفته که اطرافیانش دیگر حرفهایش را جدی نمیگیرند. این ویژگی در آغاز فقط باعث ترسیدن و کلافه شدن خانواده و دوستان لوسی میشود، اما وقتی او با موجودی واقعی و وحشتناک روبهرو میشود، به مشکلی بزرگ تبدیل خواهد شد.
درباره کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!»
داستان در تعطیلات تابستانی آغاز میشود؛ زمانی که پدر و مادر لوسی برای جلوگیری از هدر رفتن وقت او، نامش را در برنامه کتابخوانی تابستانی کتابخانه شهر ثبتنام میکنند. لوسی هر هفته به کتابخانه میرود، کتاب قبلی را به آقای مورتمن، کتابدار عجیب آنجا، تحویل میدهد و کتاب تازهای میگیرد. مورتمن روی میزش ظرفی از آب دارد که چند لاکپشت در آن نگهداری میشوند و او لاکپشتها را دوستان خودش میداند. همین جزئیات، از همان ابتدا حالوهوایی غیرعادی به کتابخانه میدهد.
یک روز، لوسی پس از ترک کتابخانه متوجه میشود کفشهای اسکیتش را جا گذاشته است. با وجود دیر شدن وقت، به ساختمان کتابخانه برمیگردد؛ اما آنچه در آنجا میبیند، با هیچیک از داستانهایی که پیشتر تعریف کرده قابل مقایسه نیست. آقای مورتمن ظاهر انسانی خود را از دست داده و در حال خوردن یک مگس است. لوسی با دیدن این صحنه وحشت میکند و میفهمد که شاید داستانهای هیولاییاش این بار به واقعیت تبدیل شده باشند.
با این حال، سابقه لوسی باعث میشود خانواده و دوستانش تصور کنند او دوباره مشغول خیالپردازی است. هیچکس حرفش را باور نمیکند و او باید در شرایطی پرتنش، حقیقت را بهتنهایی دنبال کند. از سوی دیگر، موجودی که لوسی راز او را فهمیده، میداند که شناسایی شده است و در پی او میرود. همین تعقیب، ریتم داستان را تند و پرکشش میکند و خواننده را در موقعیتی قرار میدهد که مدام از خود بپرسد: آیا لوسی راهی برای نجات پیدا میکند، وقتی اطرافیانش حتی خطر را واقعی نمیدانند؟
این اثر یکی از داستانهای مستقل مجموعه ترس و لرز است؛ مجموعهای که هر کتاب آن نوجوانان را با موقعیتی ترسناک و تجربهای فراطبیعی روبهرو میکند. فضای وهمآلود، اتفاقهای غیرمنتظره و ترکیب ترس با شوخی، از ویژگیهای اصلی این داستان به شمار میآیند. کتاب قرار نیست فقط با صحنههای دلهرهآور خواننده را غافلگیر کند؛ لوسی و داستانهای اغراقآمیزش، طنزی ایجاد میکنند که در کنار ترس، تجربهای سبکتر و سرگرمکنندهتر به وجود میآورد.
یکی از جذابیتهای کتاب، بازی آن با موضوع باورپذیری است. لوسی حقیقت را میگوید، اما چون پیش از این بارها درباره هیولاها حرف زده، دیگران سخنانش را بخشی از خیالپردازیهای همیشگی او میدانند. این وضعیت، تنهایی و درماندگی او را بیشتر میکند و باعث میشود هر هشدارش برای خواننده اهمیت بیشتری پیدا کند. در نتیجه، مخاطب همزمان با ترس لوسی، از واکنش اطرافیانش تعجب میکند و منتظر میماند ببیند حقیقت چگونه آشکار خواهد شد.
آر. ال. استاین در این داستان، ماجرایی سریع و پرتعلیق برای خوانندگان نوجوان ساخته است. حضور کتابخانه، کتابخوانی تابستانی، کتابدار مرموز و هیولایی که ظاهر واقعی خود را پنهان میکند، عناصر آشنای زندگی روزمره را با اتفاقی غیرعادی درهم میآمیزد. همین ترکیب، ترس را به محیطی نزدیک و قابل تصور وارد میکند و باعث میشود هر بازگشت لوسی به کتابخانه، با نگرانی و انتظار همراه باشد. خواننده باید انتظار داستانی را داشته باشد که در آن ترس و خنده در کنار هم پیش میروند و پایان هر موقعیت میتواند غافلگیرکننده باشد.
نویسنده کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!»
آر. ال. استاین نویسنده آمریکایی داستانهای ترسناک است و مجموعه ترس و لرز از شناختهشدهترین آثار او به شمار میآید. در این مجموعه، هر کتاب داستانی جداگانه دارد و شخصیتها در موقعیتهایی فراطبیعی و هراسآور قرار میگیرند. استاین در دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!» نیز از همین رویکرد استفاده میکند: یک شخصیت نوجوان، یک راز ترسناک و اطرافیانی که درک درستی از خطر ندارند.
نگاه نویسنده به ترس، فقط ایجاد وحشت نیست؛ قصههای او با طنز و موقعیتهای خندهدار همراه میشوند تا خواننده در میان دلهره، فرصت لبخند زدن هم داشته باشد. به همین دلیل، این کتاب میتواند نمونهای از داستان نوجوانانهای باشد که هیجان، تعلیق، موجودات فراطبیعی و شوخطبعی را در یک ماجرای واحد جمع میکند.
خرید کتاب دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!» به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای نوجوانانی مناسب است که از داستانهای ترسناک، هیولاها و اتفاقهای فراطبیعی لذت میبرند، اما ترجیح میدهند فضای اثر بیش از اندازه سنگین نباشد. اگر به قصههایی علاقه دارید که شخصیت اصلی در آنها هشدار میدهد ولی کسی حرفش را باور نمیکند، ماجرای لوسی میتواند انتخابی جذاب برای شما باشد. همچنین اگر از خواندن داستانهای پرتعلیق با رازهای پنهان، کتابخانههای مرموز و پایانهای غافلگیرکننده لذت میبرید، این اثر انتظارتان را برآورده میکند.
دختری که دائم جیغ میکشید «وای! هیولا!» برای خوانندگانی پیشنهاد میشود که میخواهند در یک داستان کوتاه و پرحادثه، هم بترسند و هم بخندند. این کتاب همچنین برای علاقهمندان به مجموعه ترس و لرز مناسب است؛ چون فضای مستقل آن اجازه میدهد داستان لوسی را بهعنوان تجربهای جداگانه دنبال کنید. در نهایت، اگر داستانهایی درباره خیالپردازی، دشواری اثبات حقیقت و رویارویی یک نوجوان با خطری ناشناخته را میپسندید، این ماجرای آر. ال. استاین میتواند انتخابی سرگرمکننده و دلهرهآور باشد.



















