7 نسخه از

پنج قدم فاصله

منتشر شده است
عکس پنج قدم فاصله
عکس پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله

انتشارات:

میلکان

قیمت:

310,000

10٪

279,000

تومانءء

قیمت:

310,000

10٪

279,000

تومانءء

عکس پنج پا فاصله
عکس پنج پا فاصله

کتاب پنج پا فاصله

قیمت:

100,000

10٪

90,000

تومانءء

قیمت:

100,000

10٪

90,000

تومانءء

عکس پنج قدم فاصله
عکس پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله

انتشارات:

آرشیو روز

قیمت:

400,000

10٪

360,000

تومانءء

قیمت:

400,000

10٪

360,000

تومانءء

عکس پنج فوت فاصله
عکس پنج فوت فاصله

کتاب پنج فوت فاصله

انتشارات:

۳۶۰ درجه

نویسنده:

لیپینکوت

نویسنده:

لیپینکوت

قیمت:

220,000

10٪

198,000

تومانءء

قیمت:

220,000

10٪

198,000

تومانءء

عکس پنج قدم فاصله
عکس پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله

قیمت:

350,000

10٪

315,000

تومانءء

قیمت:

350,000

10٪

315,000

تومانءء

عکس پنج قدم فاصله
عکس پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله

عکس پنج قدم فاصله
عکس پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله

انتشارات:

جنگل

معرفی کتاب پنج قدم فاصله

پنج قدم فاصله، داستان قابل‌توجه از ریچل لیپینکات به‌شمار می‌رود، پیچیدگی‌های عشق، بیماری و روح انسانی را مورد پردازش و بررسی قرار می‌دهد. این داستان در بستر بیماری دو نوجوانی که درگیر فیبروز کیستیک هستند روایت می‌شود و چالش‌هایی را که آن‌ها از نظر جسمی و عاطفی با آن روبرو هستند را به نمایش می‌گذارد، آن هم در هنگامی که رابطه‌شان در چارچوب قوانین سخت پزشکی پیشرفت می‌کند. کتاب پنج قدم فاصله ترجمه‌ای از فاطمه صبحی محسوب می‌شود که با همت نشر میلکان چاپ و منتشر شده است.

درباره ریچل لیپینکات نویسنده‌ی کتاب پنج قدم فاصله

ریچل لیپینکات نویسنده‌ای آمریکایی است که در سال ۱۹۹۲ چشم به جهان گشود. او به خاطر توانایی‌اش در پرداختن به مضامین احساسی پیچیده در داستان‌سرایی مشهور است. ریچل از کودکی علاقه‌اش به نوشتن را شکوفا کرد و سپس موفق به کسب مدرک نویسندگی خلاق شد.

پس از اینکه لیپینکات اولین رمانش با نام پنج قدم فاصله را منتشر کرد به سرعت تحسین‌برانگیز شد و از آن پس توانست دست به خلق روایت‌هایی بزند که عمیقا با خوانندگان ارتباط برقرار کند.

درباره کتاب پنج قدم فاصله

داستان درباره استلا گرانت، دختری هفده‌ساله‌ای است که با بیماری فیبروز کیستیک (CF) دست‌‎وپنجه نرم می‌کند. استلا درباره برنامه درمانی خود جدیت و دقت به‌خرج می‌دهد و یک برنامه سخت‌گیرانه برای مدیریت وضعیت خود به‌کار می‌گیرد. او برای آینده‌اش بدون حضور در بیمارستان رویاپردازی می‌کند و در فکر یک زندگی بدون بیماری‌ به‎‌سر می‌برد. اما برنامه‌های او با آشنایی با ویل نیومن، بیمار دیگری که توجه کمتری به روند درمان بیماری‌اش دارد، پیچیده می‌شود.

ویل نوجوانی جذاب است که با مسائلی مربوط سلامتی خود دست و پنجه نرم می‌کند و گمان می‌کند که محدودیت‌های بیماری‌اش او را اسیر کرده است. ویل و استلا همدیگر را در بیمارستان ملاقات می‌کنند و با وجود قوانین سخت بیمارستان مبنی بر حفظ فاصله ایمنی پنج قدم از یکدیگر، رابطه عمیقی برقرار می‌کنند. رابطه آن‌ها به سمت شکوفایی می‌رود و ترس‌ها، امیدها و آرزوهایشان را با یکدیگر شریک می‌شوند، اما واقعیت وضعیتشان بر سرشان سنگینی می‌کند.

در حالی که آن‌ها رابطه‌شان را پیش می‌برند، استلا و ویل با چالش‌های متعددی روبرو می‌شوند. بار عاطفی وضعیتی که آن‌ها در آن قرار دارند با محدودیت‌های جسمی ناشی از بیماری‌شان افزایش می‌یابد. عنوان پنج قدم فاصله نه تنها نماد فاصله فیزیکی لازم میان آن‌ها برای پیشگیری از سرایت بیماری است، بلکه موانع عاطفی‌ای را که آن‌ها باید با آن روبه‌رو شوند را نیز به نمایش می‌گذارد. ماجرای عشق آن‌ها هم زیبا و هم غمناک به‌شمار می‌رود، زیرا آن‌ها در پی این هستند که راه‌هایی برای برقراری ارتباط بیابند، درحالی‌که تمام شرایط برخلاف میل آنها است.

کتاب پنج قدم فاصله با طیف وسیعی از خوانندگان ارتباط می‌گیرد، به ویژه با کسانی که با بحران‌هایی در حوزه سلامتی خود روبرو بوده‌اند یا دوستان و آشنایانی با بیماری‌های مزمن دارند. نوشتار لیپینکات تجربیات شخصیت‌ها را دچار عمق بیشتری می‌کند و مبارزات آن‌ها را ارتباط پذیر می‌نماید. این رمان گفتگوهایی درباره فیبروز کیستیک به میان آورده و آگاهی‌رسانی درباره این بیماری پرداخته است.

جملات کتاب پنج قدم فاصله

«حس امنیت، ایمنی، آرامش، همگی در یک نوازش آرام یک انگشت یا بوسه‌ای بر گونه، منتقل می‌شود.»

«هربار که ضربه یا سیخونکی بهم زده می‌شود، احساس می‌کنم قوی‌تر می‌شوم. انگار که می‌توانم از پس همه‌چیز بربیایم.»

«ولی هممون تنها می‌میریم، مگه نه؟ آدم‌‌هایی که عاشق‌شونیم، نمی‌تونن باهامون بیان.»

«نمی‌خوام ترکت کنم؛ ولی اون‌قدر دوستت دارم که نمی‌تونم باهات بمونم.»

«می‌دانم در جواب این حرف باید بخندم؛ اما انگار سهمیه تظاهرکردنم برای امروز تمام شده.»

«زندگی همینه ویل. قبل از این‌که بدونیم تموم می‌شه.»

«اگر قرار است بمیرم، می‌خواهم قبلش واقعا زندگی کنم. بعدش می‌میرم.»

«من از زندگی‌کردن بدون اینکه واقعا زندگی کنم خسته شده‌ام.»

نظرات کاربران(0)

مرتب سازی براساس:

نظرتون برامون مهمه!

1

2

3

4

5

۰.۰

0.0
از 0 امتیاز

پرسش و پاسخ (1)

پرسش:

یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۹

سلام وقتتون بخیر عکسی که گذاشتید برای کتاب پنج قدم فاصله هستش و همچنین مشخصات برای این کتابه ولی عنوان کتاب فرق داره... من همین کتاب رو میخواستم. الان اینو سفارش بدم کتاب پنج قدم فاصله رو میارن یا بدترین بچه های دنیا رو؟

پاسخ:

سلام دوست عزیز ممنون بابت توجهتون بررسی و اصلاح شد در صورت سفارش کتاب پنج قدم فاصله براتون ارسال میشه