سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر اثر اصغر نوری
معرفی کتاب سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر: اتللو به روایت یاگو، هملت به روایت هوراشیو، شاهلیر به روایت ادموند
اگر هر داستان را از زبان شخصیتی بشنویم که در روایت اصلی در حاشیه ایستاده است، چه چیزی تغییر میکند؟ کتاب سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر: اتللو به روایت یاگو، هملت به روایت هوراشیو، شاهلیر به روایت ادموند اثر اصغر نوری، با همین ایده به سراغ سه نمایشنامه شناختهشده شکسپیر میرود و آنها را از زاویه دید یاگو، هوراشیو و ادموند بازسازی میکند. این کتاب دعوتی است به بازنگری در روایتهای آشنا؛ روایتی که اینبار نه فقط بر شخصیتهای مرکزی، بلکه بر صداها و نگاههای پیرامونی تمرکز دارد.
عنوان «سه روایت جعلی» از همان ابتدا خواننده را با پرسشی ادبی و نمایشی روبهرو میکند: آیا روایت دیگری از یک ماجرا میتواند حقیقتی تازه بسازد، یا فقط برداشت را تغییر میدهد؟ اصغر نوری با انتخاب سه شخصیت از جهان اتللو، هملت و شاهلیر، امکان بازخوانی این آثار را فراهم میکند؛ بازخوانیای که در آن نسبت میان حقیقت، تفسیر، شخصیت و روایت اهمیت پیدا میکند.
درباره کتاب سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر: اتللو به روایت یاگو، هملت به روایت هوراشیو، شاهلیر به روایت ادموند
این کتاب از سه بخش روایی تشکیل شده است که هرکدام بر اساس یکی از نمایشنامههای شکسپیر شکل گرفتهاند. در بخش نخست، اتللو از زبان یاگو روایت میشود؛ در بخش دوم، هملت را هوراشیو بازگو میکند؛ و در بخش سوم، شاهلیر از نگاه ادموند دوباره روایت میشود. بنابراین، خواننده با بازگویی ساده یا خلاصهای از آثار شکسپیر روبهرو نیست، بلکه با تلاشی برای جابهجا کردن جایگاه راوی و تغییر مرکز توجه مواجه است.
تفاوت دیدگاه این سه راوی، فضای کتاب را به سمت تردید و چندصدایی میبرد. یاگو با جملهای درباره اصالت حسادت، از ذهنیتی سخن میگوید که حسادت را بخشی جداییناپذیر از آدمی میداند. همین نگاه، زمینهای برای توجه به انگیزهها و برداشتهای شخصی فراهم میکند. در روایت هوراشیو، هملت از زاویه شخصیتی بازگو میشود که در جایگاه شاهد و روایتگر قرار گرفته است. روایت ادموند نیز امکان میدهد داستان شاهلیر از نگاه شخصیتی دنبال شود که در عنوان کتاب بهعنوان راوی آن معرفی شده است.
ویژگی مهم اثر، حرکت میان نمایشنامه و روایت است. اصغر نوری با تکیه بر شخصیتهای موجود در جهان شکسپیر، به مسئله اختیار راوی و اثرگذاری نگاه او بر داستان توجه میکند. هر روایت میتواند بخشی از ماجرا را برجسته کند و بخشی دیگر را در سایه قرار دهد؛ ازاینرو، خواندن این کتاب تجربهای برای سنجیدن فاصله میان آنچه رخ میدهد و آنچه روایت میشود نیز هست. عنوان «جعلی» در کنار نام آثار شکسپیر، انتظار خواننده را آگاهانه به بازی میگیرد و او را برای مواجهه با تفسیری تازه از داستانهای آشنا آماده میکند.
این اثر برای خوانندگانی ارزشمند است که از بازآفرینی ادبی، روایتهای چندزاویهای و بازخوانی متون نمایشی لذت میبرند. همچنین کسانی که به شخصیتپردازی، صدای راوی و تأثیر زاویه دید بر فهم یک داستان علاقه دارند، در این کتاب با متنی روبهرو میشوند که میتواند نگاهشان را به روایتهای کلاسیک تغییر دهد. کتاب بدون آنکه صرفاً به بازگویی سه نمایشنامه بسنده کند، توجه را به امکان روایتهای دیگر جلب میکند.
نویسنده کتاب سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر: اتللو به روایت یاگو، هملت به روایت هوراشیو، شاهلیر به روایت ادموند
اصغر نوری مترجم، نمایشنامهنویس و کارگردان ایرانی متولد تبریز است. او کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه و کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر دارد. فعالیت تئاتری خود را از سال ۱۳۷۶ با بازیگری آغاز کرد و در سال ۱۳۷۸ نمایشنامه «قایقران» نوشته جلال تهرانی را در جشنواره تئاتر دانشگاهی روی صحنه برد.
نوری پس از نوشتن چند نمایشنامه کوتاه، در سال ۱۳۸۰ نمایشنامه «بازی» را نوشت و اجرا کرد و در سال ۱۳۸۲ با نمایشنامه «شکار» در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر حضور یافت. او بیش از چهل عنوان کتاب در حوزه ادبیات و تئاتر ترجمه کرده و چند نویسنده و نمایشنامهنویس معاصر فرانسوی را برای نخستینبار در ایران معرفی کرده است. از سال ۱۳۸۸ نیز با تأسیس کمپانی تئاتر ۸۸، نمایشنامههایش را در تهران و کشورهای فرانسه و آلمان اجرا میکند. «از کسی که دیگر نیست»، «گلستان»، «باربادوس» و «من؛ خودم» از دیگر نمایشنامههای او هستند.
خرید کتاب سه روایت جعلی بر اساس نمایشنامههای شکسپیر: اتللو به روایت یاگو، هملت به روایت هوراشیو، شاهلیر به روایت ادموند به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر به نمایشنامههای شکسپیر علاقه دارید اما میخواهید اتللو، هملت و شاهلیر را از مسیر شخصیتهایی دیگر دنبال کنید، سه روایت جعلی انتخابی مناسب برای شماست. این کتاب بهویژه به دوستداران بازآفرینی آثار کلاسیک، ادبیات نمایشی و روایتهای مبتنی بر زاویه دید پیشنهاد میشود.
اگر از متنهایی لذت میبرید که حقیقت را از نگاه یک شخصیت واحد و بیطرف روایت نمیکنند، در این اثر با تجربهای متفاوت روبهرو خواهید شد. خواننده باید انتظار داشته باشد با سه روایت ادبی مواجه شود که نام شخصیتها و نمایشنامههای آشنا را حفظ میکنند، اما جایگاه راوی را تغییر میدهند. در نهایت، سه روایت جعلی برای کسانی جذابتر است که دوست دارند پس از خواندن یک داستان، درباره امکان روایت دوباره، اعتبار نگاه راوی و نقش تفسیر در شکلگیری حقیقت فکر کنند.




